اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

جالب اینجاست که…

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

202

شابک

9789643348922

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1398

وزن

168

کد محصول

86901

قیمت پشت جلد

395000


مشخصات تکمیلی :

(شوخی ها و بذله گویی های آمریکایی)

تاریخ ورود محصول: 1398/10/23

قیمت برای شما: 395000ریال

توضیحات

کتاب جالب اینجاست که… اثری است از الن دجنرس به ترجمه بهزاد قدیانلو و چاپ انتشارات روزنه. این اثر کتابی جالب، پر انرژی و خنده آور است که می تواند لحظاتی شاد را برای خواننده به ارمغان بیاورد. در دنیای پرسرعت و استرس آفرینی که ما با آن خو گرفته ایم خواندن این دست کتاب ها ضروری به نظر می رسد و دست کم برای مدتی خواننده را از بار فشارهای روانی اطراف می رهاند.

گزیده ای از کتاب

آیا از خنگ بودن خود رنج می برید؟ آیا صدایی مدام در مغز شما تکرار می کند که به اندازه کافی باهوش نیستید؟ آیا این افکار شما رو نگران می کنند؟ دیگر نگران نباشید دوستان عزیزم. خبر خوبی برایتان دارم. این احساسات کاملا درست هستند. شما اصلا باهوش نیستید و خبر خوب دیگر اینکه در این زمینه تنها هم نیستید!

بیایید روراست باشیم. همه ی ما خنگ هستیم. تک تکمون. البته بعضی ها ادامه تحصیل می دهند و از دانشگاه مدرک می گیرند! باریکلا! من هم اگر درسم رو ادامه می دادم می تونستم الان یه مدرکی چیزی داشته باشم. خیلی هم سخت نیست.

همون طور که می دونید دانشمندان اثبات کرده اند که بشر فقط از 10 درصد ظرفیت مغز خودش استفاده می کنه و این هم فقط در شرایط ایده آل صادقه. بیاید یه مقدار داخل مغزتون چرخ بزنیم. فضای خالی تو مغزتون زیاده چون حداکثر قراره از 10 درصدش استفاده کنید. خیلی هم نیست! درسته؟ منظورم اینه که فرض کنید اگر از 60 درصدش استفاده می کردیم چه کارهایی که نمی شد انجام بدیم!

افزایش سن هم هیچ کمکی به قضیه نمی کنه. من نمی دونم این اتفاق برای همه می افته یا نه ولی من خیلی کندتر از قبل شدم. مغزم که بدون شک کندتر کار می کنه. شاید رفته تعطیلات. به هرحال مغز هم مثل بدن به استراحت احتیاج داره. ما شب ها می خوابیم و بدنمون استراحت می کنه اما مغز بیچاره شب ها هم سخت مشغول کاره و برامون خواب و رویا تنظیم می کنه. هیچ استراحتی نداره. من راضی ام که مغزم شب ها دست از کار کردن برداره و صبح دوباره با هم کار رو شروع کنیم.

هرچی پیرتر می شم دایره لغاتم هم کوچیک تر میشه. نه فقط لغات بزرگ و سخت بلکه کلمه های ساده هم بعضی وقت ها از مغزم پاک میشن. دارم حرف می زنم که یکهو وسط جمله کلمه هام تموم می شه و هرچی می گردم یادم نمیاد که چی باید می گفتم. مثلا همین الان می خوام بگم… همممم…. دیدین؟ همین الان هم نمی تونم به یه کلمه فکر کنم. احساس می کنم یه چیزی شبیه مثلث برمودا تو مغزم درست شده که همه ی کلمه هایی که چهل و پنج سال اونجا نگه داشته بودم رو به سمت خودش می کشه و محو می کنه.

محصولات مشابه