اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

یپرم خان سردار

وضعیت: موجود
امتیاز:
گروه بندی
قطع

وزیری

نوع جلد

زرکوب

تعداد صفحات

436

شابک

9789643320539

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1399

وزن

740

کد محصول

99960

قیمت پشت جلد

1000000


مشخصات تکمیلی :

(تاریخ انقلاب مشروطه ایران،1324-1327ق)

تاریخ ورود محصول: 1399/11/11

قیمت برای شما: 1000000ریال

توضیحات

کتاب یپرم خان سردار اثر اسماعیل رایین است به چاپ انتشارات جاویدان.

کتاب پیش رو حاصل تلاشی ارزنده برای شناساندن چهره های رزمنده انقلاب مشروطیت ایران است، چهره هایی که یا در گمنامی تمام دلاوری و رشادت خود را به نمایش گذاشتند و در جریان شورش ها و جنبش ها رخ نمایاندند و یا اگر نام و یادی از آن ها باقی مانده آن چنان که شایسته است مورد توجه واقع نشده و فعالیت و زندگی شان در پرده ای از ابهام و بی خبری پنهان شده است. یکی از این افراد یپرم است که بسیار کم تر از آن چه که استحقاقش را دارد به او پرداخته شده، کسی که نظرات و گفته های ضد و نقیضی حول او مطرح شده و داوری های متفاوتی نسبت به او وجود دارد؛ مردی که به ویژه در میان ارمنی ها از جایگاهی خاص برخوردار است و او را سمبل غیرت، شجاعت و مردانگی می دانند اما با این وجود در میان عموم مردم چندان شناخته شده نیست.

گزیده ای از کتاب

آرایش آدمی راستی پرستی اوست. کسی که از آن آرایش تهی است او را بهانه کم نخواهد بود، با این پاسخ ها زبان جانبازان را بسته و آنان را از میدان بیرون کرده، جا برای خود و بستگان خود باز می کردند و اگر کسانی در برابر این ناسپاسی و دغل کاری ایستادگی نشان داده و از در خشم و تندی در می آمد، در زمان نام آشوب طلبی و قانون شکنی به رویشان گذارده از در ستم گری در می آمدند.

درباره ستارخان و باقرخان یکی از گله های والی این بود که ارشد و ضرغام و لوطیان دوچی را به خانه خود راه داده و به ایشان زینهار بخشیده اند. این را گناه بزرگی از ایشان می شمرد و هواخواهان او داستان را با رنگ دیگری در روزنامه شمس و دیگر جاها پراکنده می کردند. اینان به یاد نمی آوردند که هنگامی که ارشد و ضرغام و لوطیان دوچی با مشروطه به دشمنی برخاستند، پاسخ ایشان را ستارخان و مجاهدان دادند. در آن هنگام آقای هدایت جان خود را برداشته بیرون رفت. امروز نیز ستارخان و مجاهدان شایسته ترین کسانی بودند که گناهان ایشان را بخشند و به آنان زینهار دهند. آن گاه ستارخان و باقرخان چگونه توانستند پناهندگانی را از خانه خود بیرون گردانند… در اسفند ماه تلگراف هایی از تهران رسیده از سردار و سالار خواستند روانه آن جا گردند… .

باری روز بیست و هشتم اسفند در تبریز یکی از روزهای پرجوشی بود. تبریزیان دو تنی را که در سخت ترین روزهای گرفتاری پشت و پناه خود شناخته و آن همه مردانگی و دلیری از ایشان دیده بودند و از جان های خود بیشتر دوست می داشتند، به تهران می فرستادند. آنان که از آینده بیمناک بودند بر این رفتن ایشان افسوس ها می خوردند ولی چون چاره نبود، شکیبایی می نمودند.

پس از نیمروز بازارها بسته و کوچه های سر راه همه پر از تماشاچی شده بود. دسته های یپرم خان از سواره و پیاده در سر راه رده بسته و دسته های پاسبان (آژان) کوچه ها را فراگرفته و آنچه به نام پاسداری می بایست آماده شده بود.

محصولات مشابه