اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

یادت باشد… (شهید مدافع حرم حمید سیاهکالی مرادی)

وضعیت: موجود
امتیاز:
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

328

شابک

9786008857846

نوبت چاپ

133

تاریخ تجدید چاپ

1400-01-22

سال چاپ

1399

وزن

331

کد محصول

94639

قیمت پشت جلد

400000


مشخصات تکمیلی :

(سرگذشتنامه شهیدان مسلمان،سوریه،مصاحبه و بازنویس:رقیه ملاحسنی)

تاریخ ورود محصول: 1399/06/23

قیمت برای شما: 400000ریال

توضیحات

کتاب یادت باشد اثری است پیرامون شهید مدافع حرم حمید سیاهکالی مرادی، به روایت همسر او که با قلم محمدرسول ملاحسنی به نگارش درآمده و از سوی انتشارات شهید کاظمی به چاپ رسیده است.

همسر شهيد مدافع حرم، حميد سياهكالي مرادي، در كتاب پيش رو به روايت خاطرات معنوي، عاشقانه و پربار زندگي مشترك خود با فدايي راه حضرت زينب (س) مي پردازد. این خاطرات زيبا و خواندني نمايانگر غيرت، شهامت و دين داري جوانان امروزي هستند و درس مردانگي مي آموزند.

حمید سیاهکالی جوانی از اهالی قزوین بود که در سال 1394 در حالی که تنها 3 سال از آغاز زندگی مشترکش می گذشت و فقط 26 سال سن داشت در درگیری با گروهک تروریستی و بی رحم داعش به شهادت رسید.

گزیده ای از کتاب

ورود به سال 93 از ابتدا برایم عجیب بود. حالات حمید عوض شده بود. سجده های نمازش را طولانی تر کرده بود. تا قبل از این پیش من گریه نکرده بود، ولی از همان فروردین ماه گاه و بی گاه شاهد اشک هایش بودم. داخل اتاق تاریک می رفت و بی صدا اشک می ریخت. نماز شب که می خواند با سوز «الهی العفو» می گفت. وقتی به چهره اش نگاه می کردم انرژی مثبت و آرامش می گرفتم. چشم هایش زیبا بود، ولی جور دیگری زیباییش را نشان می داد. پیش خودم می گفتم احتمالا از دوست داشتن زیاد است که حمید را این شکلی می بینم؛ ولی این تنها نظر من نبود. دوستان خودش هم شوخی می کردند و می گفتند: «حمید نور بالا می زنی!»

این احساس بی علت نبود. حمید واقعا آسمونی تر شده بود. شاید به همین خاطر بود که ما به فاصله کمتر از یک ماه، مجدد خادم الشهدا شدیم. مثل همیشه با حاج آقای صباغیان تماس گرفت. هماهنگ کرد و ما هجدهم فروردین عازم دوکوهه شدیم. از در پادگان که وارد شدیم انگار خود ساختمان ها به ما خوش آمد می گفتند. ساختمان هایی که روزگاری طعم خوش مصاحبت با شهدا را چشیده بودند و حالا میزبان زائران شهدا بودند. عکس های بزرگ قدی روی دیوار ساختمان ها به اندازه یک کتاب حرف برای گفتن داشت. ساختمان هایی که هنوز هم بچه های گردان های کمیل و مقداد و ابوذر و مالک را فراموش نکرده بودند.

محصولات مشابه