اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

گورشاه 3 (طلسم فرشته ی مرگ)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

304

شابک

9786003538931

نوبت چاپ

2

تاریخ تجدید چاپ

1400-04-01

سال چاپ

1400

وزن

248

کد محصول

99284

قیمت پشت جلد

580000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های فارسی،قرن 14)

تاریخ ورود محصول: 1399/10/20

قیمت برای شما: 580000ریال

توضیحات

کتاب گورشاه 3، به قلم سیامک گلشیری نگارش شده و از سوی انتشارات افق در 304 صفحه منتشر و روانه بازار کتاب شده است.

سیامک گلشیری نویسنده ادبیات نوجوان ایران است که تا کنون بیش از بیست رمان و چند مجموعه داستان از ایشان منتشر شده است. آثار گلشیری جوایزی را نیز از آن او کرده و بارها نامزد جوایز مختلف ادبی شده اند.

کتاب حاضر روایتی جذاب از نیما و دوستانش است که برای رسیدن به قلمرو شاه یوناس موانع بسیاری را پشت سر گذاشته اند، اما انگار در قصر کسی در پی نجات دختران گمشده نیست. آنها متوجه می شوند که او فرشته مرگ است که همه چیز را در دست گرفته؛ آنها باید پیش از آن که سپاه گورشاه پشت دیوارهای شهر برسد، راه چاره ای پیدا کنند.

گزیده ای از کتاب

گمانم نیم ساعتی گذشته بود و در این مدت جز صدای چک چک آب هیچ صدای دیگری نشنیده بودم. بعید می دانستم کسی آن بیرون در کمینمان باشد، چون در تمام این مدت می توانست بیاید تو. با یک شمشیر که حتی بلد نبودیم از آن استفاده کنیم، چه کاری از دست ما برمی آمد؟ خیلی راحت می توانست بیاید تو و کلکمان را بکند. بلاخره دیر یا زود هم سروکله شان پیدا می شد و ما را آنجا گیر می انداختند. فکر کردم تا دیر نشده باید آن غار را، که هیچ راهی به جایی نداشت، ترک کنیم. این بود که دستم را از بغل گذاشتم روی شانه ی نیما و تکانش دادم. آهسته گفتم: «نیما!»

صدای نفس هایش را نمی شنیدم. دوباره تکانش دادم. گفتم: «پاشو! باید تا هوا روشن نشده بریم پایین.»

حرفی نزد. گفتم: «نیما، خوابی؟»

سرم را چرخاندم طرفش. فقط دو نقطه ی ریز سرخ توی صورتش پیدا بود. دوباره صدایش زدم. همین که چراغ قوه را روشن کردم، بی اختیار پریدم عقب و فریاد زدم: «نیما!»

همانطور که داشتم سعی می کردم از جایم بلند شوم، نگاهم به صورتش بود که تمام پوستش را کنده بودند و جا به جا تکه های گوشت و ماهیچه از آن آویخته بود.

محصولات مشابه