اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

گل حسرت 2 و 3

وضعیت: ناموجود
امتیاز:
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

989

شابک

9786229519486

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1399

وزن

942

کد محصول

96474

قیمت پشت جلد

1500000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های فارسی،قرن 14، 2 جلد در 1جلد)

تاریخ ورود محصول: 1399/08/07

قیمت برای شما: 1500000ریال

توضیحات

کتاب گل حسرت (2و3) اثر لیلی تکلیمی است به چاپ انتشارات آئی سا.

این کتاب ماجرای زندگی رویا را در ادامه جلد پیشین به تصویر می کشد، دختری که دست روزگار و اتفاقات و ماجراهایی که سرنوشت بر سر راهش قرار داد او را از زندگی آرام و پر رفاهی که داشته به شرایطی سخت رساند، به ازدواج مردی نه چندان مرد در آورد، فرزندی بیمار را در آغوشش گذاشت، مهر طلاق را بر شناسنامه اش کوبید، به خانه ای سرایداری کشاند و بعد او را مجبور کرد تا به عنوان منشی در شرکتی مشغول به کار شود که جو حاکم بر آن چندان با روحیات و باورهایش سازگار نیست. رویا نوزده سال بیشتر ندارد و حتی مدرک دیپلم خود را نگرفته، او در فقر به سر می برد و به کارش نیاز دارد با این وجود چیزهایی در وجودش نهادینه شده که با شرایط امروزش پارادوکسی چشم گیر می سازند، تضاد عجیبی که به چشم هر انسان تیزبینی می آید…

گزیده ای از کتاب

-مگه آدم می تونه انتخاب کنه که عاشق کی باشه؟

-نه، ولی دست کم می تونی سقف پرواز دلت رو مشخص کنی. تو هیچ وقت عاشق یه مرد فاسد و زنباره می شی؟

-معلومه که نه.

-پس عاشق کسی هم نشو که معتقده زنها ضعیفه ن و باید همیشه یه سر و گردن پایین تر از مردشون باشن، اون هم تو! تو که با افکارت زن ها رو تو عرش می بینی نه رو فرش.

به فکر فرو رفت و حس کردم با نگاهش تحسینم می کند! از نفاقی که درونم حاکم بود بیزار شدم، من شایستگی هیچ تحسینی را نداشتم چرا که فکر و عملم یکی نبود. آیا من عشقم را انتخاب کرده بودم؟ چرا حالا داشتم نسخه ای برایش می پیچیدم که خودم باورش نداشتم؟

-مرسی رویا جون، حرفات بهم انرژی عجیبی می ده ولی… راستش… دیگه کار از کارم گذشته! موفقیت و پیشرفت موقعی برام ارزش داره که مردی که دوستش دارم کنارم باشه. متاسفانه من هیچ مردی رو به غیر از امیر دوست ندارم.

بعد از گفتن این حرف برخاست و رفت به اتاق خودش. من حس کردم این حرف ها برای این بوده که به نوعی به من بفهماند که من در حریم احساسش یک مزاحم واقعی حساب می شوم و بهتر است هرچه زودتر شرم را کم کنم. شاید تا پیش از این که موضوع علاقه ی امیر را به من بداند واقعا دوستم داشت ولی حالا دیگر چنین حسی را در نگاهش نمی خواندم.

محصولات مشابه