اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

گفتگو با غریبه ها (کتاب های مثبت نیویورک تایمز)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

283

شابک

9786227251203

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1399

وزن

341

کد محصول

90384

قیمت پشت جلد

490000


مشخصات تکمیلی :

(جنبه های روان شناسی،غریبه ها،روان شناسی اجتماعی،بهترین کتاب سال 2019 به انتخاب فایننشال تایمز،بلومبرگ،شیکاگو تریبون،آمازون و...،از پرفروش های نیویورک تایمز)

تاریخ ورود محصول: 1399/02/28

قیمت برای شما: 490000ریال

توضیحات

کتاب گفتگو با غریبه ها اثری است از مالکوم گلدول به ترجمه مهبان مقدم و چاپ انتشارات هورمزد. این کتاب همه آنچه را که لازم است راجع به کسانی که نمی شناسیم بدانیم در اختیارمان می گذارد. نویسنده اثر پیش رو معروف ترین نویسنده غیر داستانی جهان است که در این مجموعه مطالبی جالب و سودمند را بیان می دارد، مطالبی که ما را به درکی صحیح از اطرافیان مان و به اصطلاح غریبه ها می رساند و شرایط را برای شکل دهی روابطی صادقانه و پایدار فراهم می آورد. گفتگو با غریبه ها ما را به بینشی می رساند که در پی آن آسیب های ناشی از ناآگاهی مان به دیگران کاهش و فهممان از مشکلات غریبه ها افزایش می یابد.

گزیده ای از کتاب

مفهوم شفافیت تاریخچه ای طولانی دارد. در سال 1872، سیزده سال پس از اولین نظریه معروف تکامل، چارلز داروین کتابی با عنوان بیان احساسات در انسان و حیوان منتشر کرد. وی عقیده داشت خندیدن، اخم کردن، چین دادن به بینی برای نشان حس انزجار، همگی جزو رفتار تکاملی انسان برای تطبیق یافتن است. بیان احساسات با سرعت و دقت به یکدیگر، یکی از مهم ترین ارکان بقای بشر بوده است. او عقیده داشت که تکامل در صورت، آن را به بیلبوردی از قلب تبدیل کرده است.

ایده داروین کاملا درونی است کودکان هرگاه شادند، می خندند، وقتی غمگین اند، اخم می کنند و هنگام تحیر، نفسشان بند می آید؛ نه اینکه صرفا کسانی که در کلیولند، تورنتو و یا سیدنی این برنامه را می بینند، متوجه می شوند، بلکه همه آن را درک می کنند.

جلسات دادگاه تعیین غرامت در فصل دوم یک نوع تمرین شفافیت است. قضات با نوشتن ایمیل و یا به صورت تلفنی کار نمی کنند. آن ها باور دارند که باید متهم را ببینند. چند سال پیش، یک زن مسلمان در میشیگان شاکی یک پرونده بود. در دادگاه روبندی به صورت داشت که همه چیز جز چشمانش را می پوشاند. قاضی از او خواست تا آن را دربیاورد، ولی زن قبول نکرد. پس قاضی پرونده را مختومه اعلام کرد. او بر این باور بود که نمی تواند قضاوت درستی داشته باشد، اگر نتواند یکی از طرفین را مشاهده کند. او به زن گفت:

یکی از وظایف من در کنار شنیدن دفاعیات، نگاه کردن به صورت هاست تا بدانم چه اتفاقی رخ داده است. اگر شما پوشش خود را برندارید، من نمی توانم متوجه شوم آیا شما حقیقت را می گویید یا نه. نمی توانم حالات چهره و دیگر جزئیات لازم را مشاهده کنم.

آیا شما هم فکر می کنید که حق با قاضی بوده است؟ حدس می زنم که بسیاری از شما با او موافقید. ما وقت زیادی را صرف نگاه کردن به صورت مردم نمی کنیم، اگر گمان کنیم چیز با ارزشی برای فهمیدن در آن وجود ندارد. در رمان ها می خوانیم که چشم هایش بر اثر تعجب گرد شد یا از شدت ناراحتی صورتش را در هم کشید و ما کاملا می پذیریم که این حالات در چهره اش پدید آمده است….

محصولات مشابه