اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

کیمیاگر

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

144

شابک

9789644531415

نوبت چاپ

4

تاریخ تجدید چاپ

1401-02-20

سال چاپ

1401

وزن

142

کد محصول

101364

قیمت پشت جلد

420000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های برزیلی،قرن 20م)

تاریخ ورود محصول: 1399/12/16

قیمت برای شما: 420000ریال

توضیحات

کتاب کیمیاگر: اثر پائولو کوئلیو است  با ترجمه ی سونیا سینگ و چاپ انتشارات مجید.

کیمیاگر کتاب شناخته شده ای است که تاکنون ترجمه های مختلفی از آن به چاپ رسیده است،  محتوای این اثر نام آشنا مربوط به سرنوشت است؛ اینکه برای محقق شدن رویاها باید حرکت کنید، شاید هیچ تجربه ای نداشته باشید و بارها شکست بخورید ولی در نهایت باز باید از جا برخیزید و دوباره شروع کنید.کتابی که به خواننده انگیزه می دهد که شجاعانه و عاشقانه برای هدفش تلاش کند؛ همچنین نشان می دهد که  دلیل حضور همه ما در این دنیا چیست، دلیلی که اگر آن را دریابیم  همه چیز را راحت تر می گیریم .

گزیده ای از کتاب

کیمیاگر همان طور که به ورود صدها زن و مرد و حیوان به واحه نگاه می کرد با خودش فکر کرد زمان به سرعت می گذرد، کاروان ها هم همین طور. مردم برای تازه واردها هلهله می کشیدند، غبار خورشید صحرا را پوشانده بود و بچه های واحه از ورود تازه واردها غرق در هیجان بودند. کیمیاگر روسای قبایل را دید که به رئیس کاروان خوشامد گفتند و مدتی طولانی با او صحبت کردند.

این مسائل برای کیمیاگر مهم نبودند. مردم زیادی را دیده بود که آمده و رفته بودند و صحرا مثل همیشه بر جای مانده بود. پادشاهان و گدایانی را دیده بود که از صحرا گذشته بودند. تپه های شنی ای که بر اثر وزش باد تغییر شکل داده و با این همه همان شن هایی بودند که او از بچگی می شناخت. همیشه از دیدن شادی مسافرانی که پس از مدت ها مشاهده ی شن های طلایی و آسمان آبی،چشمشان به سبزی درختان نخل می خورد لذت می برد. با خود فکر کرد شاید خداوند صحرا را پدید آورده است تا انسان قدر نخل ها را بداند.

تصمیم گرفت روی مسائل مهم تر تمرکز کند. می دانست در کاروان مردی هست که قرار است چند راز را به او آموزش دهد؛ نشانه ها این را به او گفته بودند. هنوز او را ملاقات نکرده بود، ولی وقتی ظاهر می شد چشمان باتجربه اش او را تشخیص می دادند. امیدوار بود او هم توانایی های شاگرد قبلی اش را داشته باشد.

با خودش فکر کرد نمی دانم چرا این مسائل باید به صورت شفاهی بیان شوند. این مسائل آن چنان هم راز محسوب نمی شوند. خداوند تمام رازها را به راحتی در اختیار بندگانش گذاشته است. او تنها یک توضیح برای این واقعیت داشت؛ این مسائل باید به صورت شفاهی منتقل می شدند، چون از جنس زندگی ناب بودند و این نوع زندگی نمی توانست در قالب تصاویر و کلمات بگنجد، چون مردم شیفته ی تصاویر و کلمات می شدند و در نهایت زبان دنیا را فراموش می کردند.

پسر نمی توانست چیزی را که می بیند باور کند. واحه به جای اینکه تکه زمینی در محاصره ی چند درخت نخل باشد-که یک بار در کتاب جغرافی درباره اش خوانده بود- از بسیاری از روستاهای اسپانیا بزرگ تر بود. سیصد حلقه چاه و پنجاه هزار درخت خرما داشت و خیمه های رنگی بسیاری میان آن پراکنده بودند.

مرد انگلیسی که برای دیدن کیمیاگر لحظه شماری می کرد گفت: «مثل داستان های هزار و یک شب است.»

بچه های واحه که مردم و حیوانات تازه وارد حس کنجکاوی شان را برانگیخته بودند، دورشان حلقه زده بودند.

محصولات مشابه