اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

کوری عصاکش کور دگر

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
مترجم
گروه بندی
قطع

جیبی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

176

شابک

9786227280807

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1401

وزن

117

کد محصول

112538

قیمت پشت جلد

440000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های آلمانی،قرن 20م)

تاریخ ورود محصول: 1401/01/24

قیمت برای شما: 440000ریال

توضیحات

کتاب کوری عصاکش کور دیگر، اثر گرت هوفمان است با ترجمه ی محمد همتی و چاپ انتشارات برج.

کتاب حاضر اثری است به قلم یکی از نمایشنامه نویسان معروف آلمانی. کوری عصاکش کور دیگر، روایت یک روز از زندگی شش نابینا است که قرار است یک نقاش هلندی به نام «پیتر بروگل» در قرن شانزدهم، تابلوی خود را از روی آنها نقاشی بکشد. این تابلو «سقوط کوران» نام می گیرد. گرت هوفمان پس از 4 قرن که از آفرینش این اثر می گذرد، سرنوشت معلوم، اما نامنتظر انسان گرفتار در جهل را که به جز تاریکی و سیاهی هیچ نمی بیند، به تصویر می کشد. این مجموعه هم نقاشی، هم تاریخ و هم ادبیات را به یکدیگر پیوند داده است.

گزیده ای از کتاب

بعد از اینکه دست هایمان را روی میز گذاشتیم و انگشت هایمان را دور لبه ی میز و روی صفحه ی میز کشیدیم، غذا را هم پیدا می کنیم. روی میز، کاسه های سنگین گذاشته اند و تنگ های قطور چیده اند.

بچه می گوید این هم از غذا، همه اش برای شماست.

دستمان را می گیرد و روی نان و ظرف های غذا می گذارد و ما را دور میز می گرداند. دست دراز می کنیم و غذاها را لمس می کنیم تا بفهمیم که چه هستند. حتی دست می کنیم توی ظرف شیر کنار غذا و شیر ولرم می چکد رویمان. چیز عجیبی نیست. همیشه ی خدا بی خبر از همه جا توی چیزی دست می کنیم. مگر مواقعی که به طرف چیزی دست دراز می کنیم که اصلا وجود ندارد.

بچه می پرسد شما موقع غذا خوردن نمی نشینید؟

می گوییم البته که می نشینیم، جای نشستن هست؟

مردی که در زده بود، می گوید ببرشان روی نیمکت.

بچه می پرسد حالا چرا داخل خانه نمی روند؟

مرد می گوید نه، همین جا جلوی در غذا می خورند.

بچه ما را به سمت نیمکتی که باید رویش بنشینیم هل می دهد و می گوید بنشینید، اجازه دارید روی نیمکت بنشینید. بعد قاشق دستمان می دهند، برای مایعات و غذاهای نرم. و به این ترتیب، کله ی سحر، بعد از آنکه ما را از شیارمان بیرون کشیده اند و سوال پیچمان کرده اند و به سمت میز راهنمایی مان کرده اند و دکمه های جبه هایمان را باز کرده اند و کلاه از سرمان برداشته اند و یک چیزی هم، یک قاب دستمال، جلوی سینه مان بسته اند که موقع خوردن غذا بالاپوش هایمان را کثیف نکنیم، در فصل خنک سال با لنگ های باز، دور میزی احتمالا دراز، جلوی در خانه ای توی خیابان شروع می کنیم به خوردن غذا. نانی را که تر و تازه است و هنوز گرمای تنور را دارد، تکه تکه می کنیم و در حلیم می زنیم.

محصولات مشابه