اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

کوارتت نهایی 1 (فراخوان رنگ ها)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

340

شابک

9786222192556

نوبت چاپ

1

تاریخ تجدید چاپ

1400-05-13

سال چاپ

1399

وزن

307

کد محصول

93223

قیمت پشت جلد

640000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های فارسی،قرن 14،مناسب بالای 16 سال،تصویرگر:احسان طاهری،بازبینی:نازنین نخعی،بهنام حاجی زاده)

تاریخ ورود محصول: 1399/05/08

قیمت برای شما: 640000ریال

توضیحات

کتاب کوارتت نهایی 1 (فراخوان رنگ ها) اثر آرمینا سالمی است به چاپ انتشارات باژ.

رها دختر جوان و بیست و سه ساله ایرانی که در رشته تحصیلی خود نابغه به حساب می آید، برای نخستین بار کشور را ترک کرده تا شرایط تحصیل خود را در کشوری دیگر فراهم آورد. او بی آن که از چیزی خبر داشته باشد نظر عده ای خاص را به خود جلب می کند، سازمانی ویژه که به دنبال پیدا کردن افراد با استعداد خاص است، افرادی که از آن ها به عناوین مختلفی یاد می شود و هاله ای از خود می پراکنند که هرکسی قادر به دیدن شان نیست. این افراد در دیگر کشورها عموما مدتی طولانی دوام نمی آورند اما در جایی مثل ایران که کسی نظرش بر آن ها معطوف نشده قضیه فرق دارد و همین مسئله باعث شده که رها تاکنون بدون هیچ مشکلی به زندگی خود ادامه بدهد. اما سازمان قصد دارد هر طور که شده رها را به سوی خود بکشاند در حالی که از سوی دیگر رقیبی سرسخت برای آن ها وجود دارد که برای به دست آوردن دختر موخرمایی اسیایی بسیار مصمم است. رها یک حس گر است و همین ویژگی خاص ممکن است او را به دردسر بیندازد.

گزیده ای از کتاب

عمل گرهای هجومی می گردن دنبال ترس. عمل گرهای دفاعی می گردن دنبال نیاز. هدایت گرها دنبال ذهنن و تحلیل گرها تحلیل می کنن. درمان گرها جسم رو پیدا می کنند و جستجوگرها هم که نون شون تو روغنه. و اما ما حس گرها! ما باید بتونیم حضور رو از هرکسی سریع تر تشخیص بدیم؛ حتی حضور ذهن جستجوگری رو که دنبال مون می گرده. نه فقط غریزی، که آگاهانه هم باید بتونی انجامش بدی. چشمانش را بست. نفس عمیقی کشید. پایان این سه یک، یکی از امتحان ها تشخیص شخصیتی از پس نقاب بود. بکو و لیبرا وقت زیادی برای این تمرین صرف می کردند و تازه در مراحل ابتدایی بودند. او باید از سد امتحانات می گذشت. اگر دیگر نمی توانست به آغوش خانواده اش بازگردد، دلش می خواست در کنار این خانواده اش بماند.

… اوایل مطلقا کور بود. موج احساسات هیچ تصویری برایش نمی ساخت، حداقل نه آگاهانه، ولی حالا مثل این بود که روحش پرواز می کرد و کسی را که از موقعیت و وضع و خصوصیاتش مطلع بود می دید. آدم ها فکر می کنن احساسات مثل هم ان، همه ی خشم ها یکی ان، همه خوشحالی ها یا ناراحتی ها. ولی ما حس گرها باید بدونیم که هر احساسی نت خاصی داره. نت خوشحالی از تولد فرزندت هیچ وقت با نت خوشحالی از پیدا کردن کتابی که می خواستی یکی نیست. ما همین طوری می تونیم ذهن ها رو بخونیم، با گرفتن نت ها.

محصولات مشابه