اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

کشتن مرغ مقلد (ادبیات بزرگان)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

پالتوئی

نوع جلد

زرکوب

تعداد صفحات

492

شابک

9786222671440

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1400

وزن

447

کد محصول

103701

قیمت پشت جلد

1100000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های آمریکایی،قرن 20م)

تاریخ ورود محصول: 1400/03/09

قیمت برای شما: 1100000ریال

توضیحات

کتاب کشتن مرغ مقلد: اثر هارپر لی است با ترجمه ی رضا ستوده و چاپ انتشارات نگاه.

این اثر از دیگر شاهکارهای ادبی نویسنده آمریکایی است، که مورد استقبال فراوانی قرار گرفته و جایزه پولیتزر را از آن خود کرده است.  هدف مولف در این اثر  به تصویر کشیدن بی عدالتی نژادی، مسائل مربوط به طبقات اجتماعی و…. است. داستان کتاب از زبان دختری روایت می شود، که پدر او وکیلی سفیدپوست است و در جامعه ای نژاد پرست زندگی می کند. او وکالت مرد جوانی از نژاد سیاه پوست را که به جرم تجاوز به یک دختر در زندان است، قبول می کند. صحنه هایی که دادگاه را به تصویر کشیده است از جذابیتی بالا برخوردار است.

گزیده ای از کتاب

پرسیدم: «می دونم که تام رابینسون توی زندونه و کار وحشتناکی هم کرده، ولی چرا مردم به هلن کار نمی دن؟»

کالپورنیا که لباس وال سرمه ای رنگی پوشیده بود و کلاه لگن مانندی به سر داشت مابین من و جم راه می رفت. او گفت: «به خاطر اینکه مردم می گن تام کارش تمومه. مردم نمی خوان با هیچ کدوم از کس و کارش رابطه ای داشته باشن.»

«کال، مگه چی کار کرده؟»

کالپورنیا آهی کشید و گفت: «آقای باب متهمش کرده که به دخترش تجاوز کرده و داده بازداشتش کنن و بندازنش زندون…»

حافظه ام به کار افتاد: «آقای ایول؟ همون هایی نیستند که هر سال روز اول مدرسه می آن توی کلاس و بعد هم می رن خونه و دیگه پیداشون نمی شه؟»

اتیکوس گفت: «اینها به کل آدم های به درد نخوری ان.» من هرگز نشنیده بودم که اتیکوس درباره مردم چنین حرف هایی بزند. او گفت: «آره، خودشونن.»

«خب، اگه همه در می کامب بدونند که ایول ها چه جور مردمی ان، خوشحال می شن به هلن کار بدن… تجاوز یعنی چه کال؟»

کال گفت: «این چیزیه که درباره ش باید از آقای فینچ سوال کنی. ایشون بهتر از من می تونن جواب بدن. گرسنه تونه، مگه نه؟ جناب کشیش امروز صبح یه عالم حرف های پرت و پلا زد، البته معمولا این قدر کسل کننده نیست.»

جم گفت: «درست مثل کشیش ماست، ولی چرا شما همه با هم یک صدا دعا می خونین؟»

کالپورنیا پرسید: «منظورت سطر به سطره؟»

«آره، درسته.»

«تا جایی که حافظه ام یاری می کنه، دعاها رو همیشه این جور می خوندن.»

جم گفت می شد اعانه های کلیسا رو برای یک سال جمع کرد و با آنها کتابچه های دعا خرید. کالپورنیا خندید و گفت: «فایده نداره، این آدم ها که سواد ندارن.»

پرسیدم: «سواد ندارن؟ همه شون؟»

کالپورنیا با سر تایید کرد: «درسته. در اولین خرید تنها چهار نفر سواد دارن و من یکی از اونها هستم.»

محصولات مشابه