اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

کاترین کبیر

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

وزیری

نوع جلد

زرکوب

تعداد صفحات

496

شابک

9786229757925

نوبت چاپ

1

تاریخ تجدید چاپ

1399-10-07

سال چاپ

1399

وزن

89

کد محصول

98219

قیمت پشت جلد

950000


مشخصات تکمیلی :

(اقتباس:ذبیح الله منصوری،تاریخ سرگذشتنامه شاهان و فرمانروایان روسیه،کاترین دوم)

تاریخ ورود محصول: 1399/09/22

قیمت برای شما: 950000ریال

توضیحات

کتاب کاترین کبیر اثر جرج پی کوچ است به ترجمه و اقتباس ذبیح الله منصوری و چاپ انتشارات تاو.

این کتاب روایتگر ماجرای شاهزاده خانمی از دربار آلمان است که به عقد پطر سوم خواهرزاده ملکه الیزابت درآمد و به دربار روسیه راه یافت، اما از آن جا که همسر او مردی احمق و نادان بود شرایطی فراهم شد که کاترین با همدستی درباریان و تکیه بر نارضایتی مردم همسر خود را از میدان به در کند و خود را به عنوان ملکه روسیه مطرح ساخت. هنگامی که کاترین به قدرت دست یافت شهوت و عیش و نوش را دستور کار خود قرار داد و تا زمان مرگ بر همین شیوه استوار بود، این در حالی است که یکی از فلاسفه ضد سلطنت و عدالت خواه یعنی ولتر با او نامه نگاری داشت و ارادتی خاص به وی داشت، چیزی که در خلال کتاب با آن مواجه خواهیم شد.

گزیده ای از کتاب

کاترین خوش اندام بود، ولی وقتی می خواست زیبایی و تناسب قامت خود را به جلوه در بیاورد، زیبایی او مضاعف می شد. آرشیدوشس با قدم های آهسته به طرف تالار جشن رفت و قدم به تالار نهاد. در تالار، ده چلچراغ ونیزی معروف به چلچراغ چهل شاخه (در صورتی که هریک از آنها یکصد شاخه داشتند) نورافشانی می کردند و در هر چلچراغ، صدها آویز بلور نور را تصفیه و تلطیف و پخش می کردند. یک طرف تالار روی یک مصطبه مرتفع، مفروش با ارغوان، یک دسته ارکستر با لباس متحدالشکل و ملیله دوزی آماده نوازندگی بودند و پیشخدمت ها با یونیفورم مخصوص خود نزدیک میزهای بوفه قرار گرفته و از مدعوین پذیرایی می کردند. وقتی کاترین قدم به آن تالار باشکوه و خیره کننده نهاد، مثل این بود که آن تالار برای این به وجود آمده که زنی مثل کاترین در آن قدم بردارد و با زیبایی و شکوه خود بر قشنگی و ابهت تالار بیفزایند.

دوشیزه ورونتزوف، معشوقه پطر هم با نقاب در آن تالار حضور به هم رسانید، ولی او در قبال زنی مثل کاترین قابل مقایسه هم نبود. در آن تالار یک نفر هم وجود نداشت که متوجه رجحان غیرقابل تردید کاترین نسبت به آن زن نشود و پطر که خوب به این حقیقت پی برد، ناسزا گفت.

اورلوف بعد از اینکه به تالار وارد شد، نزدیک بوفه رفت و یک گیلاس نوشیدنی نوشید و دریافت که پطر با نظرهای خشمگین او را می نگرد. اورلوف از پطر نمی ترسید، ولی از نگاه های آن مرد پیش بینی کرد که در آن شب ممکن است یک واقعه نامطلوب اتفاق بیفتد. کاترین هم اضطراب داشت، زیرا به او گفته بودند که شوهرش در آن شب وسایل یک تفریح غیرمنتظره را فراهم کرده و کاترین که کج سلیقگی شوهرش را می دانست، یقین داشت که تفریح غیرمنتظره، عاقبتی ناگوار خواهد داشت.

محصولات مشابه