اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

چگونه در این دنیای مزخرف انسان بمانیم؟ (تمرینات ذهن آگاهی برای زندگی واقعی)

وضعیت: ناموجود
امتیاز:
ناشر
مترجم
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

152

شابک

9786227584271

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1401

وزن

180

کد محصول

116016

قیمت پشت جلد

560000


مشخصات تکمیلی :

(خودسازی،خوشبختی،مدیتیشن بودیسم)

تاریخ ورود محصول: 1401/06/09

قیمت برای شما: 560000ریال

توضیحات

کتاب چگونه در این دنیای مزخرف انسان بمانیم؟، تمرینات ذهن آگاهی برای زندگی واقعی، اثر تیم دزموند است با ترجمه ی بهناز همتی و چاپ انتشارات السانا.

تیم دزموند در این اثر اصول و تکنیک های تغییر را به روشنی بیان می کند. این کتاب تا حدودی با فلسفه ی بودایی همراه است که رویکردی ساده با ایده های بودایی توام با داستان های شخصی ارائه می دهد. مولف سعی دارد به شما کمک کند تا در این دنیای زیبا و بر فنا رفته به شهروندی آگاه تبدیل شوید و تمام توجه خود را به لحظه ی حال معطوف نمایید. همچنین با پذیرش مشکلات و در آغوش کشیدن آنها زندگی بهتری را تجربه کنید، رشد یابید و در نهایت به آرامشی ماندگار و واقعی دست یابید. کتاب پیش رو تمرینات کاربردی ارزشمندی را برای ذهن آگاهی در اختیار شما قرار می دهد تا با انجام آنها در شرایط سخت و بحران های زندگی، آگاهانه عمل کنید و احساس بهتری داشته باشید.

گزیده ای از کتاب

تمام زوایای وجود شما به طرز شگفت انگیزی زیبا است. اگر لحظه ای متوجه این حجم از زیبایی شوید، بی اختیار روی زمین افتاده و هق هق گریه می کنید.

این فقط یک فرضیه است، بنابراین باید آن را از منظر تمام داده های موجود بررسی کرد؛ اما ابتدا به این داستان توجه کنید:

وقتی اولین بار ویکتور را دیدم، یک ماهی می شد که از زندان آزاده شده بود. او تقریبا هفتاد سال داشت و حدود چهل و هشت سال از عمرش را در حبس گذرانده بود. وقتی گفت که دلیلی برای زنده ماندن ندارد، چشمان سیاهش به زمین خیره مانده بود.

به محض شنیدن این حرف، اشتیاقی سریع و غیرارادی بر من وارد شد تا او را قانع کنم که تسلیم نشود. گوش دادن به کسی که قصد خودکشی دارد، کار بسیار سختی است، زیرا باید با درد آن فرد روبرو شویم. به جای گوش دادن به حرف ها و درک کردن دردهایش، می خواستم وارد بحث شوم و بگویم که سخت در اشتباه است و باید چشم اندازش را به زندگی تغییر دهد. میل انسانی ما برای اجتناب از رنج بسیار قدرتمند است و در آن لحظه، سعی داشتم از برخورد واقعی با کسی که از درد زیادی رنج می برد اجتناب کنم. با این حال، به لطف معلم ها و تمرین هایم، توانستم طبق آن احساس عمل نکنم.

در عوض، وقتی گفتم که او را درک می کنم، کمی امیدوارانه تر به من نگاه کرد و گفت: « تمام زندگی ام را هدر دادم و آماده ام تا به همه چیز پایان دهم. فقط به مردم آسیب زدم. من به انسان های زیادی آسیب زدم و برای همین از خودم بیزارم. دیگر نمی خواهم این احساس را داشته باشم.»

نمی دانستم باید چه بگویم یا چه کار کنم، بنابراین سعی کردم خودم را  جای او بگذارم.

محصولات مشابه