اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

چرا امشب مثل هر شب نیست؟ (سوال های عوضی 4)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

206

شابک

9786001822964

نوبت چاپ

2

تاریخ تجدید چاپ

1401-06-22

سال چاپ

1397

وزن

236

کد محصول

63549

قیمت پشت جلد

200000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های آمریکایی،قرن 20)

تاریخ ورود محصول: 1396/12/22

قیمت برای شما: 200000ریال

توضیحات

اثری است از لمونی اسنیکت به ترجمۀ امیرمهدی حقیقت و چاپ انتشارات تندیس. کتاب حاضر با داستانی جذاب و پرکشش مناسب برای نوجوانان می باشد. داستان این گونه آغاز می شود: شهری بود و قطاری بود و قتلی رخ داده بود. من توی آن قطار بودم و فکر می کردم اگر معمای قتل را حل کنم، می توانم شهر را نجات بدهم. کم و بیش سیزده سالم بود و عوضی فکر می کردم. درباره ی همه چیز عوضی فکر می کردم. باید می پرسیدم: «کدوم کار شیطانی تره؟ اینکه قاتل باشی یا اینکه یه قاتل رو ول کنی بذاری بره؟» اما سوالی که کردم عوضی بود ـ در اصل، چهارتا سوال عوضی بود. این گزارش آخرین سوال است.

گزیده ای از کتاب

سالی مورفی نشست و دست به سینه شد. دیدم دست هاش دارند می لرزند. کسی که کنار او بود هم ظاهرا می لرزید ـ آن قدر شدید می لرزید که این خطر وجود داشت که ریشش از دستش بیفتد و باد بیندازدش روی صندلی چوبی که کت آبی روش مچاله افتاده بود. به هنر پیشه گفتم: «فکر کنم ایشون خواهرزاده تونه یا کسی توی این مایه ها.»
سالی مورفی گفت: «من خواهرزاده ندارم.» و بعد کمی از جا پرید. «اوخ! منظورم اینه که پس چی که خواهرزاده دارم. یک خواهرزاده ی زنده ی واقعیه که درست همین جا نشسته.»
گفتم: «دارم می بینم. کنارش یه کت آبی روشنه که رو یقه ش یک برچسبه، درست شبیه همونی که باربرها توی ایستگاه لکه ی ساحلی تنشون بود.»
هنرپیشه گفت: «فکر نکنم به تو ربطی داشته.»
گفتم: «خب، از قضا من فکر کنم که ربط داره. الان چند تا چیز به من مربوط می شه. مثلا سرقت یک مجسمه. تعداد زیادی بچه که گم شدند، مثلا، از جمله یک دختر جوون که برادرش داره دیوونه می شه چون پیداش نمی کنه. حالا هم قتل یک کتابدار که اون هم به من مربوطه، برای همین دارم قطار رو کوچه به کوچه می گردم و می رم سروقت هر چیز مشکوکی که برای همینه که دیدم روی صندلی های کوپه یه چیزهایی جا مونده.»

محصولات مشابه