اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

چراغ آخر

وضعیت: ناموجود
امتیاز:
قطع

رقعی

نوع جلد

زرکوب

تعداد صفحات

136

شابک

9789643320904

نوبت چاپ

6

سال چاپ

1399

وزن

264

کد محصول

100679

قیمت پشت جلد

400000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های کوتاه فارسی،قرن 14)

تاریخ ورود محصول: 1399/11/26

قیمت برای شما: 400000ریال

توضیحات

کتاب چراغ آخر مجموعه ای است از داستان های کوتاه خواندنی به قلم یکی از برجسته ترین داستان نویسان ایرانی، صادق چوبک، که توسط انتشارات جاویدان به چاپ رسیده است.

کتاب حاضر حاوی داستان هایی با مضامین گوناگون است که بیشتر به شرح بدبختی ها و تیره روزی طبقه ی فرودست که در نتیجه ی نادانی و پایبندی شان به خرافه های مذهبی به این روزگار دچار شده اند، می پردازند.عناوین برخی از این داستان ها عبارتند از: چراغ آخر، کفترباز، آتما؛ سگ من، راه آورد و… .

گزیده ای از کتاب

اول از پشت شیشه ی پنجره نگاهش کردم. رو زمین افتاده بود و تکان نمی خورد. دلم کوبید و با کوبش آن، سردرد خفیفی که داشتم، دور برداشت. من نمی توانستم خوب ببینم در چه وضعی افتاده بود اما آن چه مسلم بود بی حرکت بود و تلخی و سیاهی مرگ اطراف لانه اش را فرا گرفته بود.

ناگهان غمی از شماتت و پشیمانی بر دلم هجوم آورد. زندگی من آلوده شده بود و با قتل این جانور لک برداشته بود. هیچ گاه در زندگی به دلم راه نیافته بود که روزی جانداری را بی جان کنم. من او را کشته بودم. چه فرق می کرد: مثل این که آدم کشته باشم. اگر آدم بود، دست کم حق و نیروی دفاع را داشت اما من به نامردی او را کشته بودم. من به غدر و نامردی متوسل شده بودم و از هوش اهریمنیِ انسانیِ خود مدد جسته بودم و بی آن که او از سوءقصد من آگاه بشود، او را سر به نیست کرده بودم.

حالا چگونه می توانم باقی عمرم را مانند یک قاتل در کوره ی پشیمانی و ترس بسوزم و دیگر چطور می توانستم لانه ی خالی و گور او را ببینم. دیگر چطور می توانستم در این خانه، که پیش از این، آن قدر دوستش داشتم زندگی کنم. آیا می شد در این خانه که حالا گورستانی بیش نبود، به زندگی ادامه دهم؟ من نمی توانستم شعله ی نگاه انسانی او را از یاد ببرم. وقتی به من نگاه می کرد، می دیدم می خواهد یک چیزی بگوید و راستی می خواست چیزی بگوید اما زبانش بسته بود. آیا این نخستین جنایت من بود؟

محصولات مشابه