اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

پیش از آنکه قهوه سرد شود

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

181

شابک

9786227786156

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1400

وزن

187

کد محصول

108895

قیمت پشت جلد

480000

تاریخ ورود محصول: 1400/09/08

قیمت برای شما: 480000ریال

توضیحات

کتاب پیش از آنکه قهوه سرد شود: اثر توشیکازو کاواگوچی است با ترجمه ی لیلا نظری و چاپ انتشارات گویا.

این اثر؛ داستان کافه ای قدیمی در یکی از محله های توکیو را روایت می کند، که با قوانین خاص خود، انسان ها را به گذشته شان برمی گرداند. انسان ها در این کافه با نوشیدن قهوه و تنها به اندازه ی زمان سرد شدن قهوه، فرصت دارند در گذشته بمانند و به محض سرد شدن به زمان حال بازمی گردند. انسان ها می توانند با هرکسی که می خواهند ملاقات کنند، اما قادر به تغییر آینده یا جلوگیری از اتفاقی در گذشته نخواهند بود. این اثر حاوی 4 داستان غم انگیز و گاهی خنده دار شامل: (عشاق، زن و شوهر، خواهران، مادر و فرزند) است.

گزیده ای از کتاب

مرسی باز هم پیش ما بیایید.

با رفتن فوساگی سکوتی عذاب آور بر کافه مستولی شد. زن پیراهن پوش ساکت کتابش را می خواند و اتفاقات اطراف اثری روی او نگذاشته بود. بدون موزیکی که در پس زمینه پخش شود، تنها صداهایی که شنیده می شد تیک تاک ساعت بود و ورق زدن زن پیراهن پوش.

اول کازو سکوت را شکست. «کوتاکه…» اما نتوانست کلمات مناسبی پیدا کند. کوتاکه لبخندی به کی و کازو زد «چیزی نیست. از نظر ذهنی برای امروز آماده شده بودم. نگران نباشید.»

اما بعد از این حرف دوباره به زمین چشم دوخت.

بیماری فوساگی را برای آنها توضیح داده بود. و ناگاره و هیرایی هم در جریان بودند. با این واقعیت که روزی فوساگی فراموش خواهد کرد او کیست، کنار آمده و همیشه خودش را برای آن آماده می کرد. فکر می کرد هروقت پیش بیاید دیگر مثل پرستارش از او مراقبت می کنم. من پرستارم پس از عهده اش بر می آیم.

پیشرفت آلزایمر در هرکس متفاوت است و به طیف وسیعی از عوامل مانند سن، جنسیت، علت بیماری و درمان بستگی دارد. بیماری فوساگی سرعت پیشرفت بالایی داشت.

کوتاکه هنوز در شوک بود. می کوشید بر خودش مسلط شود. رو به کی کرد اما کی در آشپزخانه بود. تقریبا در همان لحظه با یک بطری سکی در دستانش ظاهر شد. بطری را روی میز گذاشت و با چشمانی خندان اما هنوز سرخ از گریه گفت « هدیه ی یک مشتری. کسی میل دارد؟» روی برچسب بطری نوته شده بود. «هفت شادی»

تصمیم آنی کی و این حرکت، گویی نوری به فضای اندوهبار کافه تاباند و از تنش موجود کاست.

کوتاکه دو دل بود اما نمی خواست پیشنهادش را رد کند. گفت : «خب ی فقط یکی…»

ممنون بود که جو تغییر کرده است. شنیده بود کی لحظه ای و احساسی عمل می کند اما هرگز انتظار نداشت حس شیطنت و بازیگوشی او را در چنین لحظه ای تجربه کند.

محصولات مشابه