اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

پسر کاملا جدید (تازه وارد سوپر عجیب)

وضعیت: موجود
امتیاز:
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

288

شابک

9786001884122

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1400

وزن

230

کد محصول

104609

قیمت پشت جلد

740000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های نوجوانان انگلیسی،قرن 20م،تصویرگر:مارتا آلتس)

تاریخ ورود محصول: 1400/04/07

قیمت برای شما: 740000ریال

توضیحات

کتاب پسر کاملا جدید اثری است از دیوید آلموند به ترجمه ی شهلا انتظاریان و چاپ انتشارات ایران بان.

جورج، پسر جدید کلاس با رنگی پریده، صورتی بی حال، تمیز و مرتب و البته خیلی هم عجیب و غریب که قرار است مدت کوتاهی در مدرسه بماند، توجه همه ی بچه ها را به خود جلب می کند. او که بیشتر مواقع نگاهی بهت زده دارد و جواب کسی را نمی دهد، گاهی مثل یک نابغه رفتار می کند. همه می خواهند بدانند که او کیست و از کجا آمده است؟ چرا همیشه جورج تحت نظر است و یک نفر تمام رفتار و حرکاتش را یادداشت می کند؟

گزیده ای از کتاب

دلم می خواهد همه چیز را بپرسم، اما نمی دانم از کجا شروع کنم. خیلی عجیب و احمقانه است که کسی کنار ما باشد و هر چه می کنیم یا می گوییم را یادداشت کند. دلم می خواهد به خانم کریستال بگویم از اتاقم بیرون برود، دست از این همه جاسوسی و فضولی بردارد. دلم می خواهد به او بگویم اینجا اتاق من است و می خواهم فقط من و جورج اینجا باشیم.

می گویم: «جورج، تو چی هستی؟»

جواب نمی دهد.

خانم کریستال فقط تند تند می نویسد. آرام می خندد.

می گویم: «جورج، کی تو رو ساخته؟»

خانم کریستال از نوشتن دست می کشد. به من خیره می شود.

به او می گویم: «کی جورج رو ساخته؟»

خانم کریستال سرش را تکان می دهد و پوزخند می زند. به او زل می زنم. چقدر خشک، چقدر سرد است، اصلا شبیه آدم زنده نیست.

می گویم: «کی؟ کی جورج رو ساخته؟ کی آفریده؟»

می گوید: «سوالت خیلی احمقانه ست.»

«احمقانه؟»

«بله وقت ما رو خیلی تلف می کنه. ما فقط تقریبا یه ساعت وقت داریم. بعدش باید برگردیم.»

او زیر گوش جورج چیزی می گوید. جورج تد و کوشکا را روی تخت می گذارد و بلند می شود.

خانم کریستال می گوید: «آفرین، جورج.»

به طبقه ی پایین برمی گردیم.

مامان می گوید: «خوش اومدید. شما پسرها باید خیلی گرسنه باشید. خب جورج، به من گفته شده ساندویچ پنیر نمی تونی بخوری.»

خانم کریستال فوری می گوید: «نه درواقع!»

مامان توجهی به او نمی کند.

«ولی فکر کنم شاید بتونی کمی از این کیک بخوری.»

خانم کریستال می گوید: «اوهوم. چسبناک که نیست، هست؟» و به کیک زل می زند.

مادر خیال او را راحت می کند: «کاملا خشک خشک، مطابق دستور. خشک و شیرین و کاملا خوشمزه.»

بعد از کیک تکه ی خیلی کوچکی می برد و به طرف جورج می برد.

محصولات مشابه