اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

پرتاب (داستان ما،رمان ایران14)

وضعیت: موجود
امتیاز:
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

176

شابک

9786006889672

نوبت چاپ

4

سال چاپ

1399

وزن

170

کد محصول

98973

قیمت پشت جلد

300000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های فارسی،قرن 14)

تاریخ ورود محصول: 1399/10/13

قیمت برای شما: 300000ریال

توضیحات

کتاب پرتاب، به قلم مهدی صفری نگارش شده و از سوی انتشارات شهرستان ادب در 176 صفحه منتشر و روانه بازار کتاب شده است.

کتاب حاضر روایتی ساده و در عین حال جذاب از روزمرگی های یک مهندس مشغول به کار در وزارت دفاع است. داستان، با شیوا ترین و دم ‌دست ‌ترین کلمات ممکن و به ساده‌ ترین شکل، پیش می‌رود. ما هر روز، نیما را از اداره تا خانه و از خانه تا دانشگاه دنبال می‌کنیم، در مشکلات خانوادگی او سرک می‌کشیم و با تردیدهایش در ماندن در وزارت دفاع و یا حضور در پروژه  پول‌ساز و خصوصی استادش، مواجه می‌شویم.

پرتاب، اثری دلنشین است که رفته رفته اتفاقاتی هیجان انگیز را رو می کند و بر جذابیت خود می افزاید.

گزیده ای از کتاب

با صدای جرینگ جرینگ دسته کلید و بعدش بسته شدن در بیدار شدم. لامپ اتاق روشن شد. توی تختخواب جا به جا شدم تا نور لامپ به چشمم نخورد. نمی خواستم بیدار شوم. به نظرم هنوز برای رفتن زود بود. بوی عطر سپیده زودتر از صدایش به من رسید:« نمی خوای بیدار شی؟ دیر میشه ها.»

گوشه ی پتو رو بالا زدم و زیرچشمی نگاهی به پنجره انداختم. راست می گفت، دیگر غروب شده بود. بوی عطرش تمام اتاق را پر کرده بود. بو از پشت سرم می آمد. غلتی زدم و خودم را به پشت سر سپیده رساندم. نفس عمیقی کشیدم و پره های بینی ام را تا آن جا که می شد باز کردم. باز نفس عمیقی کشیدم. کمی پایین تر رفتم تا صورتم در سایه اش قرار بگیرد. هنوز هم نمی خواستم نور لامپ بالای آینه به چشمم بخورد. پشتش به من بود و فقط گوشه ای از کیف زیپی قرمزش روی میز دیده می شد. ایستاده بود رو به روی آینه و لوازم آرایشش را بر می داشت و امتحان می کرد. می توانستم تصور کنم مثل همیشه تمام مدادها و سایه ها و رژلب ها را کنارهم قطار کرده. هر وقت کیف لوازم آرایش قرمزش را بر می داشت، معلوم بود می خواهد سنگ تمام بگذارد.

 

محصولات مشابه