اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

پاییز

وضعیت: موجود
امتیاز:
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

298

شابک

9786008120612

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1399

وزن

263

کد محصول

99998

قیمت پشت جلد

540000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های انگلیسی،قرن 20م)

تاریخ ورود محصول: 1399/11/12

قیمت برای شما: 540000ریال

توضیحات

کتاب پاییز اثر الی اسمیت است به ترجمه آل برت فرح بخش و چاپ انتشارات افق بی پایان.

کتاب پیش رو روایت گر داستان دوستی دو انسان است از دو نسل متفاوت، یکی با نگاهی رو به جلو و آینده و دیگری انسانی فرورفته در خواب پیش از مرگ؛ دانیل بیش از یک قرن زیسته و الیزابت در اوایل دهه ی سی سالگی خود به سر می برد و ماجرای آن ها تصویری از دگرگونی عشق، تغییرات آدم ها و نسل ها، پیوستن شور و شادی و امید به ناامیدی و جهانی مرزبندی تر و انحصاری تر شده ارائه می دهد. داستان از دو زاویه دید روایت می شود گاهی راوی ماجرا را پیش می برد و گاه سوم شخص در لایه ای لطیف از نوع فرای حقیقت گویی خواننده را به فراآگاهی و پل زدن به گذشته می رساند. در نهایت اسمیت این سوال را در ذهن مخاطب خود به رقص در می آورد که ما که هستیم و از چه ساخته شده ایم!؟

گزیده ای از کتاب

منظورم این نبود. خسته شدم از اخبار. این همه تبلیغات. خسته شدم از این که چیزهایی که عالی نیستن رو عالی نشون می دن، و با چیزهایی که واقعا وحشتناک اند آن قدر ساده رفتار می کنند. خسته شدم از نیش و کنایه ها، خسته شدم از عصبانیت. خسته شدم از، از این همه بدجنسی ها، خسته شدم از خودخواهی. خسته شدم از این که برای جلوگیری از این جور چیزها هیچ کاری نمی کنیم. خسته شدم از این زمین خوارها که دشت و طبیعت را درون سیم خاردارها محصور کردند. خسته شدم از این که ما چه جوری این جور چیزها را تشویق می کنیم. خسته شدم از خشونتی که وجود داره و خسته شدم از خشونتی که توی راهه، داره می آد، و هنوز اتفاق نیفتاده. خسته شدم از دروغگوها. خسته شدم از دروغگوهای مجوز دار. خسته شدم از این که اون دروغگوها اجازه دادن این اتفاق بیفته. خسته شدم از این که نمی دونم حماقت آن ها اجازه داد این اتفاق بیفته و یا از قصد اتفاقش را به وجود آوردند. خسته شدم از دولت های دروغگو. خسته شدم از مردمی که دیگه واسشون مهم نیست دارن بهشون دروغ می گن. خسته شدم از این که مجبورم می کنند آن قدر بترسم که درست را از نادرست تشخیص ندهم. خسته شدم از این همه دشمنی ها. خسته شدم از نابودی و سکوت طبیعت.

الیزابت گفت: «فکر نمی کنم این یه کلمه واقعی باشه.»

-خسته شدم از این که کلمه درست را نمی دونم.

الیزابت به آجرهای پناهگاه غرق شده، فکر می کند و به حباب های هوایی که از سوراخ های آن آجرها، وقتی که جزر و مد آن ها را می پوشانده.

زمین در آن قسمت به دلیل بالا آمدن و سست شدن خاک توان ماندگاری اش را از دست داده، سازه های ساحلی آن قسمت ها به مرور به زیر آب فرو می رود.

محصولات مشابه