اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

وقتی نیچه گریست

وضعیت: ناموجود
امتیاز:
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

460

شابک

9786229734728

نوبت چاپ

1

تاریخ تجدید چاپ

1400-01-21

سال چاپ

1399

وزن

514

کد محصول

97643

قیمت پشت جلد

700000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های آمریکایی،قرن 20م،داستان روان درمانگر و بیمار،افسردگی،یوزف برویر،1842-1844،فریدریش ویلهلم نیچه،1844-1900م)

تاریخ ورود محصول: 1399/09/02

قیمت برای شما: 700000ریال

توضیحات

کتاب وقتی نیچه گریست اثر اروین یالوم است به ترجمه سید اسماعیل اریب و چاپ انتشارات تاو.

این کتاب یک رمان آموزشی است که به مسائل روانی و روان درمانی می پردازد، نویسنده که استاد روان پزشکی دانشگاه استنفورد، گروه درمانگر و روان درمانگر اگزیستانسیال است، داستانی با دو شخصیت که هر دو به نوعی دچار وسواس های فکری هستند شکل داده و راه های گوناگون درمان آن ها را نشان داده است، اما بیش از هرچیز روش روان درمانی اگزیستانسیال را با انتقال ماهرانه و جذاب مخاطب به قرن نوزدهم و هنگامه ی ظهور دانش روانکاوی معرفی می کند. او ضمن روایت داستانی پرکشش رابطه ی ذهنی میان پزشک و بیمار را نشان می دهد و یک ارتباط درمانی درست را آموزش می دهد. خواننده در وقتی نیچه گریست تنها یک رمان نمی خواند بلکه مجموعه ای از آموزه های روان درمانی را فرامی گیرد و برای مفاهیم رایج در رابطه میان معالج و مراجع تصویری عینی خلق می کند.

ماجرا از جایی آغاز می شود که “نیچه” ناامید و سرخورده به دنبال راهی برای خلاصی خود از زندگی است اما “لو سالومه” که زنی ستودنی است از “دکتر بروئر” می خواهد تا نیچه را از این خطر برهاند.

گزیده ای از کتاب

حال بروئر احساس بهتری داشت و آرامش خود را کم کم به دست می آورد. فکر کرد شاید بیش از اندازه بحث و جدل به راه انداخته. باید کمی آشتی جویانه تر قدم برمی داشت. «انگیزه دیگری به خاطرم آمد. این گونه بگویم و حقیقتا نیز این گونه است که شاید تقدیر شما این است که فیلسوف بزرگی شوید. به این ترتیب، درمان روی شما نه تنها به سلامتی تان می انجامد، بلکه کمک خواهد کرد تا در راه تبدیل شدن به آنی که هستید، موفق شوید.»

نیچه که انگار می خواست تیرش را دقیقا به هدف بزند با تندی گفت: «اگر این طورکه شما می گویید من روزی یکی از فلاسفه بزرگ دنیا شوم، آن گاه شما که پزشک من هستید، نجات بخش من، منجی من و آدمی بس مهم تر خواهید شد!»

صبر زیادی که بروئر عموما در زمان کار از خود نشان می داد در حال لبریز شدن بود. «نه چنین چیزی نگفتم! من در وین بیمارانی دارم که در حرفه خود سرآمدند و برخوردار از شهرت، افرادی همچون دانشمندان برجسته، هنرمندان و موسیقی دانان. آیا این باعث شده که بزرگ تر از آنان شوم؟ هیچ کس حتی خبر ندارد که من پزشکشان هستم.»

«اما به من گفته اید و همین حالا هم از مقامشان می گویید تا اقتدارتان را بر من افزایش دهید!»

«پروفسور نیچه، باورم نمی شود چنین چیزهایی می شنوم. آیا واقعا باورتان این است اگر روزی به شهرت رسیدید من همه جا جار خواهم زد این من، یوزف بروئر بودم که شما را به اینجا رساندم؟»

«آیا شما واقعا باور ندارید که چنین اتفاقاتی رخ خواهد داد؟»

بروئر سعی می کرد خود را آرام کند و به خود می گفت مراقب باش یوزف، عصبانی نشو. مسائل را از زاویه دید او بنگر و سعی کن منشا بی اعتمادی اش را بفهمی.

«پروفسور نیچه، می دانم در گذشته به شما خیانت شده و به این نتیجه رسیده اید که نباید بگذارید در آینده باز با خیانت رو به رو شوید. من با شما عهد می بندم در این مکان به هیچ روی شاهد چنین چیزی نخواهیم بود. من قول می دهم که نامتان در هیچ جا برده نشود. حتی در اسناد مطب نیز نامتان را ثبت نخواهم کرد. اصلا چطور است اسم مستعاری برایتان درست کنم.»

محصولات مشابه