اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

همه

وضعیت: موجود
امتیاز:
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

160

شابک

9786226082037

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1399

وزن

145

کد محصول

101737

قیمت پشت جلد

400000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های فارسی،قرن 14)

تاریخ ورود محصول: 1400/01/16

قیمت برای شما: 400000ریال

توضیحات

کتاب همه اثر تیمور آقامحمدی است به چاپ انتشارات شهرستان ادب.

چرا همیشه ما را آن هایی که نیستند آزار می دهند؟ این پرسشی است که رمان پیش رو مطرح می کند. داستان “همه” روایتگر ماجرای چند روز از زندگی سه خانواده است که با وقوع تصادف و مرگ یکی از اعضای آن ها در جاده ای دور دست و ناشناخته پای انسان ها و ماجراهای گوناگونی به دل آن باز می شود.

راوی پسری سی و پنج ساله است که دقیقا نمی تواند بگو به کدام خطه از ایران تعلق دارد، پسری که تا پیش از این چند دختر در زندگی اش حضور داشته اند و آخرین بار دو سال پیش با دختری در ارتباط بوده است. مرد جوان در کنار ناهید و زهره و بقیه، از افرادی است که نسبتی با بهرام دارد، بهرامی که سر و کله اش در جاده ی ماخ پیدا شده و سپر ماشینش به گارد ریل گیر کرده و شده آن چه که نباید می شد!

گزیده ای از کتاب

آخرش بازی بازی به حرف مادرم می رسم که همیشه به ترکی می گوید «شدنی می شود». من از بهرام صدها کیلومتر دور بودم، ولی انگار آن جا کنارش بودم. او فقط کبریتی روشن کرد، همین، اما گرفت سمت زندگی ما. گاهی فکر می کنم در پمپ بنزین به من زنگ زد که بگوید ببین، من که دارم می روم اما زندگی مثل این مخزن عظیم بنزین و گازوئیل زیر پای من است و آماده یک انفجار مهیب. کسی نمی بیند، فقط می آید باک ماشین لعنتی اش را پر می کند و می رود. من اما زندگی را با همه ابعادش، به اندازه وسوسه روشن نکردن یک کبریت، قابل تحمل می دانم. کافی است راننده ای بعد از پر کردن باکش، وقتی می خواهد نازل را گیر بدهد سر جایش، خیلی آهسته آخرین پک را به سیگارش بزند و ته سیگار را پرت کند بین بوته های فضای سبز نزدیک ساختمان اداری. دود سیگار در یک حرکت کند از دهان راننده پیچ بخورد سمت بالا و آن طرف تر ته سیگار، نرم بچرخد و بچرخد و برسد به خط خیس و رنگ به رنگ بنزین روی آسفالت. زمین الو بگیرد، شعله های رنگی، تند و پیچان، ساختمان را دور بزند و برسد به دریچه اصلی مخزن. همه چیز خیلی آهسته اتفاق می افتد، سه ماشین در حال سوخت گیری هستند، یک ماشین هم دارد از محوطه دور می شود. توی ماشین ها علاوه بر راننده، یک دختر بچه چهارساله در صندلی جلو نشسته و شیشه را با دکمه بالابر بالا و پایین می کشد. در ماشین دیگر که یک ون مسافرکش است، فقط دو مسافر نشسته اند در ردیف آخر؛ دو زن حدودا پنجاه ساله که دارند خودشان را کلافه با گوشه مقنعه شان باد می زنند. همه چیز در کم تر از یک دقیقه اتفاق می افتد، زمان کش می آید و زندگی عده ای به خط پایان می رسد.

محصولات مشابه