اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

هشت کتاب

وضعیت: ناموجود
امتیاز:
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

432

شابک

9786009968367

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1401

وزن

418

کد محصول

40536

قیمت پشت جلد

1200000


مشخصات تکمیلی :

(این کتاب قبلا توسط نشر ذهن آویز تعداد 3 بار به چاپ رسیده است،شعر فارسی،قرن 14،بازبینی:شهلا ارژنگ)

تاریخ ورود محصول: 1401/01/31

قیمت برای شما: 1200000ریال

توضیحات

کتاب هشت کتاب، اثر سهراب سپهری است به چاپ انتشارات گسترش فرهنگ و مطالعات.

هشت کتاب اثری از شاعر و نقاش معاصر ایرانی (سهراب سپهری) است که مجموع  8 دفتر شعر او به نام های: مرگ رنگ، زندگی خواب ها، آوار آفتاب، شرق اندوه، صدای پای آب، مسافر، حجم سبز و  ما هیچ، ما نگاه را در برمی گیرد. این مجموعه زیباترین اشعار سهراب را شامل می شود، که نشان از فلسفه ذن، فرهنگ، عرفان شرقی و آثار او دارد. با مطالعه ی هشت کتاب با شعر و زندگی، شیوه بیان و خط فکری سپهری آشنا خواهید شد. هشت کتاب جلوه ی مفاهیم و معانی قرآنی است که در اشعار سهراب سپهری جای گرفته است.

گزیده ای از کتاب

سرگذشت:

می خروشد دریا.

هیچکس نیست به ساحل پیدا.

لکه ای نیست به دریا تاریک

که شود قایق

اگر آید نزدیک.

مانده بر ساحل

قایقی ریخته شب بر سر او،

پیکرش را ز رهی ناروشن

برده در تلخی ادراک فرو.

هیچکس نیست که آید از راه

و به آب افکندش.

و در این وقت که هر کوهه آب

حرف با گوش نهان می زندش،

موجی آَشفته فرا می رسد از راه که گوید با ما

قصه یک شب طوفانی را.

رفته بود آن شب ماهی گیر

تا بگیرد از آب

آنچه پیوندی داشت.

با خیالی در خواب.

صبح آن شب، که به دریا موجی

تن نمی کوفت به موجی دیگر،

چشم ماهی گیران دید

قایقی را به ره آب که داشت

بر لب از حادثه تلخ شب پیش خبر.

پس کشاندند سوی ساحل خواب آلودش

به همان جای که هست

در همین لحظه غمناک بجا

و به نزدیکی او

می خروشد دریا

وز ره دور فرا می رسد آن موج که می گوید باز

از شبی طوفانی

داستانی نه دراز.

وهم:

جهان، آلوده خواب است.

فرو بسته است وحشت در به روی هر تپش، هر بانگ

چنان که من به روی خویش

در این خلوت که نقش دلپذیرش نیست

و دیوارش فرو می خواندم در گوش:

میان این همه انگار

چه پنهان رنگ ها دارد فریب زیست!

شب از وحشت گرانبار است.

جهان آلوده خواب است و من در وهم خود بیدار:

چه دیگر طرح می ریزد فریب زیست

در این خلوت که حیرت نقش دیوار است؟

با مرغ پنهان:

حرف ها دارم

با تو ای مرغی که می خوانی نهان از چشم

چه ترا دردی است

کز نهان خلوت خود می زنی آوا

و نشاط زندگی را از کف من می ربایی؟

در کجا هستی نهان ای مرغ!

زیر تور سبزه های تر

یا درون شاخه های شوق؟

می پری از روی چشم سبز یک مرداب

یا که می شویی کنار چشمه ادراک بال وپر؟

محصولات مشابه