اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

هر روز یک قدم نزدیک تر

وضعیت: ناموجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

زرکوب

تعداد صفحات

416

شابک

9782000955993

نوبت چاپ

9

سال چاپ

1400

وزن

513

کد محصول

108513

قیمت پشت جلد

980000


مشخصات تکمیلی :

(سرگذشتنامه بیماران اسکیزوفرنی،نمونه پژوهی روان درمانی)

تاریخ ورود محصول: 1400/08/23

قیمت برای شما: 980000ریال

توضیحات

کتاب هر روز یک قدم نزدیک تر: اثر اروین د. یالوم و جینی الکین است با ترجمه ی کاملیا نجفی و ایمان صحاف قانع و چاپ انتشارات قطره.

کتاب حاضر یکی از آثار ارزشمند اروین د. یالوم است که رابطه ی انسانی میان درمانگر و درمان جو را به تصویر می کشد. کتاب حاصل تجربه ی اروین د. یالوم به عنوان درمانگر با یکی از بیمارانش به نام جینی است. شخصیت اصلی داستان نویسنده ای به نام جینی است که به دلیل مشکلاتی، انسداد در نوشتن دارد و برای درمان به اروین مراجعه می کند. در حین مراجعه مشکلات دیگری که ناشی از ترس و اضطراب های جینی است مطرح می شود، مشکلاتی که دغدغه ی بسیاری از انسانها است. کتاب به موضوعات متعددی می پردازد و می تواند مرجعی آموزنده برای درمانگران باشد.

گزیده ای از کتاب

جینی

موضوعی که در مورد میگرن وجود دارد، این است که نمی توانی چیزی را در مورد آن از بین ببری. این وضعیتی است که من در جلسه داشتم. در درون، فکر می کنم از خودم می خواهم اساسا تغییر کند، و هیچ زخمی یا لبخندی یا فریبی باقی نماند، بنابراین، وقتی سعی می کنی از بعضی رفتارهایم دفاع کنی، یعنی نشان دهی همه ی آن ها بد نیستند، به شکلی احساس آرامش می کنم، اما بقیه ی صحبت ها خیلی معنی نمی دهد. از تحسین تو احساس طعنه می کنم.

زمانی که دین دار بودم، خدا به نوعی تسهیل گر بین من و ارتباطم با جهان بود. برای اینکه کارها در دنیای خارج خوب پیش بروند، بیش از حد تسلیم می شوم. در این راه سال های عمرم را معامله کردم. با خود می گفتم به این موضوع که هیچ وقت رابطه ای نداشته باشم و تا وقتی که والدینم زنده هستند ازدواج نکنم، اهمیت نمی دهم. من به نوبه ی خودم، هیچ وقت به قدری که قول داده بودم خوب نبودم. اما در تبادل درهم و برهم بین من و خدا، چیزهایی در طرف او خوب پیش می رفت، حتی اگر من به قدر کافی خودم را اثبات نکرده بودم.

هرکاری می کنم، تنها برای این است که خودم را در یک رابطه نگه دارم، با اینکه ممکن است کاملا پنهان و استتار شده باشم، بنابراین، دیگری نمی فهمد من آنجا هستم.

فکر می کنم این کاری است که من با تو می کنم؛ تلاش برای برابری، اما نمی خواهم تو یا خودم را آشفته کنم و می دانم که قرار نیست تو را سرگرم کنم، بنابراین، جایی این وسط نشسته ام. نسبتا در حال حفظ نمایش هستم، نه در هم شکستن یا پایان دادن به آن.

وقتی در مورد پیت صحبت کردم و گفتی: «چرا تو باید جنبه ی بد را ببینی؟» حرفت مثل این بود که بگویی فلانی زیباست، به شرطی که بینی اش چندین سانتی متر اضافه رشد نکرده بود.

محصولات مشابه