اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

هراس (نمایشنامه،تئاتر آنسو)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

112

شابک

9786003677012

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1400

وزن

119

کد محصول

108120

قیمت پشت جلد

400000


مشخصات تکمیلی :

(نمایشنامه های آلمانی،قرن 20م)

تاریخ ورود محصول: 1400/08/12

قیمت برای شما: 400000ریال

توضیحات

کتاب هراس: نمایشنامه، تئاتر آنسو، اثر فالک ریشتر است با ترجمه ی محمود حسینی زاد و چاپ انتشارات نیماژ.

کتاب حاضر که در ژانر ادبیات آلمانی قرار دارد، مربوط به فعالیت های گسترده گروه های دست راستی و بنیادگرایان مسیحی است. داستان حاضر واقعی است و گروه های یاد شده امروزه در صحنه و اجتماع آلمان فعال هستند. پگیدا سازمانی نژادپرست، مشرک، دست راستی و… است که با نفوذ و گسترش فعالیت هایش در سایر کشورها جنبش های مختلفی را به وجود آورده است. مبحث اصلی کتاب در ارتباط با واکنش ها و مخالفت های زیاد با این گروه است.

 

 

گزیده ای از کتاب

کای        مارتی، ببین این همون داستان قدیمی بین ارباب تاریکی و ارباب روشناییه.

ما هم، ما هم راه می افتیم تا ارباب های تاریکی رو پیدا کنیم.

برناردو       این دو تا هم تمام مدت سوار ماشین توی منطقه هایی که توفان های شدید و سیل داغونشون کرده، می گردن دنبال آدم های خبیث، ارباب های تاریکی، توی منطقه های دلگیر ویران شده ی بایر، که آدم ها ازش فرار کردن، منطقه های ویران شده ی خالی متروک، خونه های متروک، مدرسه های متروک، دهکده هایی که نصف مردمش رفتن، و فقط یک مشت آدم فلک زده ی عجیب غریب بداخلاق از زندگی هزار بارسرخورده ی نگران سرد بدطینت زخم خورده ی بدجنس اونجاها توی اون منطقه ها و شهرهای درب و داغون می پلکن، و بیشتر وقتا اصلا نمی شه فهمید که چی می گن، از اون لهجه های نامفهوم نادر محلی که آدم رو یاد هیچ زبونی نمی ندازن که بشه یک چیزهاییش رو فهمید اقلا.

از دولت و حکومت تا مغز استخوون هاشون سر خوردن، چون دولت توی دوران بحران اقتصادی اون ها رو به کل تنها گذاشته بود، هیچ پولی ندارن، از هرچی بیگانه ست متنفرن، از هرچی بیگانه ست

هراس دارن

به هیچ کس اعتماد ندارن و توی وجودشون خشم هست

و تنفر، این حس که به کل تنها مونده بودن، به کل سرکار گذاشته شده بودن، باهاشون مثل یک تکه آشغال و کثافت

مثل یک مشت زباله بی ارزش رفتار کردن.

فقط پرسه می زنن روی زمین های سیل زده، توی خونه های خراب شده شون با پنجره های شکسته. نصف بیشتر اهالی فرار کردن، مهاجرت کردن و تمام مدرسه ها و بیمارستان ها و مراکز خرید همه خالی افتادن، همه درب و داغون، هیچ کی نمی خواد اونجاها زندگی کنه، توی این برهوت تمام اون هیولاهای ترسناک، شرارت های خودشون رو نشون می دن، چون این جور جاها دیگه همه چیز درب و داغونه. نه جامعه ای هست و نه اجتماعی و نه دیگه دولت کارآمدی.

محصولات مشابه