اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

نیکس بدجنس

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
مترجم
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

80

شابک

9789641703785

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1401

وزن

79

کد محصول

113443

قیمت پشت جلد

400000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های کودکان انگلیسی،تصویرگر:جیمی زالرس)

تاریخ ورود محصول: 1401/03/02

قیمت برای شما: 400000ریال

توضیحات

کتاب نیکس بدجنس، اثر لنا کوکلی است با ترجمه ی مریم پیمان، تصویرگری جیمی زالرس و چاپ انتشارات ابوعطا.

شخصیت اصلی داستان یک پری بدجنس است که در میان پریان دیگر طلسم های زیادی را می داند. ملکه ی خوب او از جنگل می رود و به او وظیفه ی مهمی می سپارد. او باید از جنگل در برابر بزرگ ترین دشمنش یعنی «انسان» محافظت کند. پری بدجنس انسانی را در جنگل می بیند که در حال ساختن خانه است. او با حالت شیطانی از مرد می خواهد که آنجا را ترک کند. اما مرد به هیچ وجه حاضر نیست از آنجا برود. بنابراین او تصمیم می گیرد هرکاری که می تواند انجام بدهد تا مرد مجبور شود از آنجا فرار کند، اما هیچ کدام از آنها فایده ای ندارد و…

گزیده ای از کتاب

رز دانا می گوید که باید حقه ی خیلی خوبی به آن مرد- انسان هولناک بزنم. حقه ای ماهرانه. فکرهای مختلفی در سرم می چرخند.

مرد- انسان فکر می کند پشت حلقه ی نمکش در امنیت است، اما نشانش می دهم.

صبر می کنم تا هوا تاریک شود و ماه دربیاید. بعد بیرون می روم. سبدی را، که یکی از روستاییان به عنوان پیشکش به من داده بود، با خودم حمل می کنم؛ شاید هم فقط آن را در حیاط گذاشته بود. اگر یکی از پریان باشید این کارها دزدی نیست.

هوا گرم است و جیرجیرک ها با صدای بلند می خوانند. از علفزار پریان، که از نور ماه و ستارگان روشن شده است، می گذرم. نسیمی از بین علف ها می گذرد و چهره ی آقای سبز را می بینم.

با خود زمزمه می کند: «به زودی، به زودی، به زودی.» همچنان که می گذرم لبخندی می زنم و دستی تکان می دهم.

او هم مثل من منتظر چله ی تابستان است.

از تپه ی کوچکی وسط علفزار بالا می روم. اینجا جایی است که پریان سال گذشته ناپدید شدند. لحظه ای تپه پوشیده از مشعل، چادرها و صدای خنده بود. همه ی پریان مشغول پایکوبی بودند؛ بعضی از آنها شاخ گوزنی روی سر گذاشته بودند یا سر حیوانات، بعضی ها هم بال هایی مثل بیدها و سنجاقک ها داشتند. من هم مشغول پایکوبی بودم. ملکه ی خوبی هم با ردای نیمه شبش وسط ما ایستاده بود.

لحظه ای بعد همه رفته بودند. بارها در چله ی تابستان در علفزار پریان پایکوبی کرده بودم و بعد همراه بقیه به سرزمین تابستانی رفته بودم، جایی که زمان به کندی و شیرینی عسل می گذرد و همه چیز شبیه یک رویاست. هیچ وقت به اینکه چطور به آنجا می رویم فکر نکرده بودم. هیچ وقت سوالی در مورد این موضوع نپرسیده بودم.

محصولات مشابه