اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

نیم قرن تکاپو در راه سبز (خاطرات بنیان گذار رشته “محیط زیست” در دانشگاه های ایران)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

270

شابک

9789647768436

نوبت چاپ

2

سال چاپ

1400

وزن

292

کد محصول

93933

قیمت پشت جلد

900000


مشخصات تکمیلی :

(سرگذشتنامه مدرسان آلمان،قرن 20م،سرگذشتنامه مدرسان ایران،قرن 14،جنگل و جنگل داری،حفاظت محیط زیست)

تاریخ ورود محصول: 1399/06/01

قیمت برای شما: 900000ریال

توضیحات

کتاب نیم قرن تکاپو در راه سبز: خاطرات بنیان گذار رشته “محیط زیست” در دانشگاه های ایران، اثر علی یخکشی است به چاپ انتشارات شیرازه.

پروفسور علی یخکشی که پدر دانش محیط زیست ایران است در کتاب پیش رو به شرح زندگی خود و خاطراتش پرداخته است.

او در دهستان یخکش از توابع شهرستان بهشر زاده شد و تحصیلات دانشگاهی خود را در آلمان به سرانجام رساند. دکتر یخکشی رشته محیط زیست را در ایران پایه گذاری نمود و دانشجویان بسیاری را برای ایجاد و افزایش فهم و ارتباط فرهنگی و علمی به آلمان اعزام نمود. پروفسور جوایز علمی و ملی متنوعی را به خود اختصاص داد و در تمام طول عمر خود تلاش نمود تا جوانان این سرزمین را به گونه ای تربیت کند که برای اجرای هر طرحی توجه خود را به حفظ منابع طبیعی معطوف سازند؛ هرچند همه آن چه که ایشان در نظر داشتند تا کنون به سرانجام نرسیده است، اما جنبش محیط زیستی ایران مرهون الطاف و پیگیری افرادی هم چون این شخصیت بزرگوار است.

گزیده ای از کتاب

پس از مهاجرت اجباری به آلمان برای این که در این ایام، مواجه با مشکلات مادی نشوم، پروژه ای را درباره مسائل جنگل های آلمان بعد از جنگ جهانی دوم تهیه کرده و برای وزارت کشاورزی، جنگل و تغذیه این کشور ارسال کردم که خوشبختانه پس از مدت کوتاهی خبر رسید که پروژه تصویب شده است. به این ترتیب برای پانزده ماه آینده کار داشتم. به خاطر همسرم که نمی خواست مادرش که در روستایی در نزدیکی شهر کاسل زندگی می کرد، تنها باشد. تصمیم بر آن شد که در کنار مادر همسرم بمانیم و فرزندان مان آنجا به مدرسه بروند تا مادر همسرم تنها نباشد و من هر روزه از کاسل به گوتینگن رفت و آمد کنم. هر روز ساعت پنج صبح از خواب برمی خواستم و با اتوبوس به راه آهن کاسل و از آنجا با قطار به راه آهن گوتینگن و از آن جا با اتوبوس به دانشگاه می رفتم و روزانه نزدیک به چهار ساعت در راه رفت و برگشت بودم و هشت ساعت کار می کردم. دوازده ساعت کار و فعالیت در روز به خصوص با برف و سرمای شدید بیست درجه زیر صفر، کار آسانی نبود؛ ولی به خاطر همسرم پذیرفتم و با میل این کار را انجام می دادم. غروب تا وقتی به خانه باز می گشتم، همسرم مادرش را به خانه اش در روستای همسایه باز می گرداند که حدود دو ساعت طول می کشید و معمولا تا زمان بازگشت او من که خسته بودم، به خواب می رفتم. به همین دلیل زمان کمتری را با همسرم می گذراندم و کمتر می توانستیم در مورد خودمان، زندگی مان و فرزندانمان حرف بزنیم.

محصولات مشابه