اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

نمایشنامه10 (بازجوانی)

وضعیت: موجود
امتیاز:
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

114

شابک

9786008975960

نوبت چاپ

1

تاریخ تجدید چاپ

1400-04-08

سال چاپ

1399

وزن

97

کد محصول

100104

قیمت پشت جلد

270000


مشخصات تکمیلی :

(نمایشنامه فرانسه،قرن 21م)

تاریخ ورود محصول: 1399/11/14

قیمت برای شما: 270000ریال

توضیحات

کتاب نمایشنامه 10: بازجوانی، اثر کریستین گیودیچلی است به ترجمه ی آروشا بیتی و چاپ انتشارات مانیا هنر.

اثر حاضر به قلم رمان نویس و منتقد ادبی فرانسوی به نگارش درآمده و ماجرای آن حول دو پیرزن جریان دارد که مفهوم پیری را چیزی جز تغییر ظاهری نمی دانند و معتقدند که از درون حتی از افراد به ظاهر جوان، جواترند. دو شخصیت نمایشنامه پیش رو دو فرد مجزا و در برخی ویژگی ها متضاد یکدیگرند، یکی گره خورده با مذهب و دیگری لاییک است، یکی با سنت آمیخته و یکی رویاباف است؛ تا انتهای نمایش تنها با همین دو شخصیت همراهیم و تنها صدای آن دو را به گوش می شنویم از این جهت نمایش نامه حاضر را می توان یک فرم تک صدایی از موتولوگ دانست.

گزیده ای از کتاب

چی کار می خواد بکنه؟! چمدون رو چرا برد؟… اگه برنگرده چی؟ دیگه صاف باید برم گداخونه یا برگردم خونه، تو اون مقبره. بفرما این چیزیه که ما پیرزن ها تمام زندگی برای خودمون ذخیره می کنیم. برکناری از زندگی؛ مثل یه لباس پوسیده پرتت می کنن بیرون. چون دیگه مد نیستی. یه چیزی هم درست کرده ن که پولهای خودت را به یک سوم قیمت به خودت می دن و دیگه چی می خوای خانم؟ مرگ می خوای تشریف ببر روسیه. خانم! خب دیگه، بهتون نیاز نیست. چه کار باید کرد! لطفا بدون سروصدا و مزاحمت یک گوشه بنشینید و جون بکنید. اون جامعه ی آزاد و منعطفی که ازش حرف می زدیم، همین بود؟ براوو… اما قبل از اون بذارید یک چیزی رو بهتون بگم فعالان و جوانان امروز، زوج های امروزی! وزرا! سفرا! دونده های لیگ دوی فرانسه! که در هر گوشه ی این خاک مشغولید: پیری کلمه ایست بی معنی! پیری وجود ندارد! ما پیر نمی شویم مگر در ظاهر! اما از درون حتا از شما جوان تریم، ما هم مثل شما عادی زندگی می کنیم درست مثل بچه هایی که دنبال همبازی می گردند. با من بازی می کنی؟ نه… با من بازی می کنی؟ نه… و خب از جلوی شما هم رد می شویم… و اینجاست که اگر سعی کنید مانع ما شوید، می توانیم لهتان کنیم… ب… من چی دارم می گم؟ سیمون سیمون… انگار حق با تو بود، من دارم کنترلم رو از دست می دم. تقصیر تو هم هست. شنیدی؟ تقصیر تو… دقیقا همون موقعی اومدی، که دیگر منتظر اومدن هیچ کس نبودم. حالا تحویل بگیر! پرتمون کرده ن تو خیابون. هیچ کس نمونده کنارمون… همه ی دنیا در مقابلمون… سیمون…

محصولات مشابه