اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

نمایشنامه ی گلوریا

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
مترجم
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

126

شابک

9786227778052

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1401

وزن

112

کد محصول

115786

قیمت پشت جلد

450000


مشخصات تکمیلی :

(نمایشنامه آمریکایی،قرن 20م)

تاریخ ورود محصول: 1401/05/31

قیمت برای شما: 450000ریال

توضیحات

کتاب گلوریا نمایشنامه ای است به قلم براندن جیکوبز جنکینز، ترجمه آرزو نصوحی و چاپ انتشارات چارسو.

کتاب پیش رو به قلم نویسنده ی آمریکایی جوان که جایزه بهترین نمایشنامه ی آمریکایی جشنوار Obie سال 2014 را از آن خود کرده به نگارش درآمده است، براندار هم چنین به خاطر نمایشنامه ی پیش رو و نمایشنامه ی همه به ترتیب در سال های 2016 و 2018 نامزد دریافت جایزه پولیتزر شد.

ماجرا از یک دفتر کار آغاز می شود، کارآموزی به نام مایلز در یک اتاق در حال انجام کارهای دم دستی است و شخصی دیگر که آنی نام دارد در اتاقی دیگر مشغول به کارهایی دیگر؛ مابقی اتاق ها خالی هستند تا این که دین وارد می شود و از آنی علت نیامدنش به مهمانی گلوریا را جویا می شود. گلوریا زنی عجیب است که تقریبا هیچ کس دوست ندارد با او مراوده داشته باشد. او در شب گذشته یک مهمانی برپا کرده و این طور که به نظر می آید هیچ کس جز دین دعوتش را نپذیرفته است. گفتگو میان شخصیت ها درباره گلوریا، مهمانی اش و حضور دین در این مهمانی جریان دارد تا این که گلوریا با حالتی عصبی و دیوانه وار وارد دفتر می شود و سراغ دین را می گیرد…

گزیده ای از کتاب

آنی          واقعیتش چند دقیقه پیش اومد اینجا و من ازش پرسیدم مهمونی چطور بود، اونم گفت خیلی بد بود.

لورین      اَه. عذاب وجدان گرفتم. من براش یه ایمیل فرستادم. اگه کل شب دستم اینجا بند نبود حتما می رفتم.

آنی       جدی؟

لورین    آره. گلوریا خیلی وقته اینجا کار می کنه. تا می تونن ازش کار می کشن. و تازه بچه های قسمت کپی بیشتر از بقیه ی قسمت هایی که من می دونم می مونن، البته به جز من. این مجله کل زندگی شه… آدم های اینجا کل کسایی ان که اون می شناسه. بعد یه عمر تونسته بود یه پولی از حقوق کوفتی ش جمع کنه و یه خونه بخره. این بزرگ ترین اتفاق زندگی ش بود. برای همین کلی زحمت کشیده بود برای این مهمونی و همه رو دعوت کرده بود و هیچ کس… هیچ کس به خودش زحمت نداد بره؟ آره، گلوریا یه کم یه جوریه، ولی همیشه این جوری نبود. اون فقط یه زن از فلوریداست که از بچگی مجله می خونده. آنی حواست رو جمع کن: اینجا تو رو تبدیل می کنه به یه… روحت رو ازت می کشه بیرون و در ازاش یه آپارتمان خالی بهت می ده. پسرها می افتن دنبال بقیه، جوونی ت حروم می شه. رویاهات حروم می شن. دین می فهمه من چی می گم. چه کار خوبی کردی رفتی دین.

(سکوت)

من باید برگردم سر کارم، چون الان دیگه باید کلا همه رو از اول بنویسم. عجب کوفتی! به کندرا بگین وقتی اومد بیاد پیش من. می خوام یه آپرکات بزنم صورتش رو بیارم پایین.

(لورین خارج می شود. سکوت، صدای خنده ی نن از اتاقش می آید. دین به در اتاق نگاه می کند.)

دین         چه مرگشونه اون تو؟

آنی          انگار مصاحبه داره خوب پیش می ره. (بعد از نگاه دین به آنی) شوخی کردم.

دین       اصلا خنده دار نبود.

محصولات مشابه