اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

نفوذ در موساد (خانه عنکبوت 1)

وضعیت: موجود
امتیاز:
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

472

شابک

9786008200383

نوبت چاپ

4

تاریخ تجدید چاپ

1400-02-27

سال چاپ

1400

وزن

403

کد محصول

95169

قیمت پشت جلد

800000


مشخصات تکمیلی :

(داستان هایی واقعی از رخنه اطلاعاتی در رژیم صهیونیستی)

تاریخ ورود محصول: 1399/07/08

قیمت برای شما: 800000ریال

توضیحات

کتاب نفوذ در موساد اثری است به قلم صالح مرسی که با ترجمه عبدالمهدی آگاه منش از سوی انتشارات شهید کاظمی در 468 صفحه منتشر و وارد بازار کتاب شده است.

صالح مرسی، متولد سال 1929 در کفرالزیات از استان الغریبه مصر است. وی بیشترین وقت خود را برای نگارش رمان هایی صرف کرد که به سیستم های اطلاعاتی مصر و رژیم صهیونیسی پرداخته و شامل داستان هایی حقیقی و واقعی است. از آثار او می توان به مجموعه رمان خانه عنکبوت اشاره کرد.

مجموعه خانه عنکبوت، که  نفوذ در موساد یکی از جلدهای آن است، روایتگر داستان جوانان میهن پرست جهان عرب است که ایستادگی شان، شکست ناپذیری سرویس های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی را به افسانه ای بی اساس بدل کرده و نشانه ای است بر پیروزی حتمی و نزدیک جوانان غیور و مومن جهان اسلام در برابر جنود شیطان.

گزیده ای از کتاب

عصر دیروز، قبل از اینکه به اتاق خواب برود، به مدیر دفتر شرکتش زنگ زد و به او گفت که می خواهد فردا به دیدن خانواده اش در شهر خام برود. به اولگا و فرانتس پیر هم همین جمله را گفت و دستور داد که هیچکس حق تماس با او را ندارد، هر چقدر هم که علت آن مهم باشد. سپس به آن ها تأکید کرد که کسی نفهمد او به شهر خام رفته است. وقتی وارد فرودگاه هامبورگ شد، اولین کاری که انجام داد خرید یک عینک دودی با آن شکل غریب و مضحک بود. به توصیه آن دو جوان مصری، لباس هایی رنگارنگ هم خرید. قبل از اینکه سوار هواپیمایی که از پراگ به قاهره می رفت، شود، عینک دودی خود را زد. وقتی به آینه نگاه کرد، از تهِ دل خندید. قیافه اش بسیار عجیب و غریب شده بود، به طوری که اگر آشنایی او را می دید، قادر به شناسایی اش نبود. وقتی سوار هواپیما شد، در صندلی های ردیف اول، به جز یک نفر که سرگرم مطالعه روزنامه بود، کسی ننشسته بود.

بالأخره هواپیما در فرودگاه قاهره فرود آمد. ریزش باران هنوز ادامه داشت. هلن به طرف دری که باز بود رفت و از دو میهمان دار تشکر و خداحافظی کرد. یکی از دو میهمان دار، راه را برایش باز کرد. این دو میهمان دار، در هواپیما مراقب او بودند. اتوبوسی کوچک وابسته به شرکت هواپیمایی مصر در انتظار مسافرین ردیف اول بود. هلن هرچه دور و برش را نگاه کرد، از استقبال کنندگانی که آن دو جوان دیروز به او وعده داده بودند، خبری نبود.

محصولات مشابه