اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

میرخانه

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

296

شابک

9786222440602

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1399

وزن

235

کد محصول

101715

قیمت پشت جلد

600000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های فارسی،قرن 14)

تاریخ ورود محصول: 1400/01/14

قیمت برای شما: 600000ریال

توضیحات

کتاب میرخانه اثری است از فاطمه امامی به چاپ انتشارات پیدایش.

سحر، نوه ندیده ی میرآقا یا به قول خودشان آقابزرگ، که برای انجام تکلیف مدرسه اش به دنبال موضوعی برای نوشتن می گردد، ناگهان با دیدن خطوط رمزآلودی روی دیوار اتاق خوابش، دریچه ی ذهنش فعال می شود و دستش شروع به نوشتن می کند. او به کمک یادداشت هایی که در گوشه گوشه ی این خانه ی قدیمی متعلق به پدربزرگش پیدا کرده است، درباره ی این خانه و آدم هایش و گذشته ی نه چندان خوشایند آن ها می نویسد.

گزیده ای از کتاب

خاله آمده خانه مان. از این عجیب تر؟ بعد از این همه سال… و اصلا برای چه؟

نگاهش پرسان است و هی دو دو می زند. هر چه می گویم بنشین خاله جان تا مامان بیاید، هیچی نمی گوید، انگار اصلا حرف هایم را نمی شنود. من مانده ام که یک نفر چطور می تواند این قدر ساکت باشد؟ چقدر با مامان فرق دارد. سراغش را می گیرد: «خیلی طول می کشه بیاد؟» می گویم نمی دانم و مگر چیزی شده؟ از بابا می پرسد و اینکه او کی می رسد. هی می خواهد حرف بزند، دهانش پر می شود، می بینم، اما باز هیچی نمی گوید. چشم می چرخاند و یک دور اتاق ها را از نظر می گذراند، هی این پا و آن پا می کند. می گویم چای دم کنم؟ دست می گرداند که نه. آن وقت می رود اندرونی. چشمش به در و دیوار است هنوز. دنبال چی می گردد نمی دانم. می ایستد دم در اتاق من و می پرسد: «اتاق توئه؟ می شه…؟» پس تصمیم گرفته بالاخره یک جا آرام بگیرد اما چرا آنجا. اشاره می کنم که بله، حتما و در را باز می کنم. وسایلم پخش و پلاست، اما نیاز به عذرخواهی نیست چون نگاه نمی کند. می چرخد سمت دیوار و دست می کشد روی آن خطوط. زود پیدای شان می کند. همان ها که من نمی شناسم شان. خواهرهای نداشته ام می گویند بگو و من می گویم: «خاله بیا بریم تو نشیمن، تا شما یه میوه بخوری مامان اومده.» تحویل نمی گیرد. می گویم خاله، اما احساسی به اسم خاله ندارم. چون خاله ها مهربان اند و صمیمی اما خاله من نه. خاله ها محرم راز مامان های اند، کسی که خیر و صلاح خواهرش را می خواهد و با تمام وجود دوستش دارد. اما مگر خاله من، حضور دارد که دوست بدارد؟ از جایی به بعد، او هیچ جایی تو خاطرات مان ندارد.

محصولات مشابه