اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

مهار (ساوی)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

331

شابک

9786008941330

نوبت چاپ

2

تاریخ تجدید چاپ

1400-05-04

سال چاپ

1398

وزن

306

کد محصول

87953

قیمت پشت جلد

970000


مشخصات تکمیلی :

(داستانهای آمریکایی،قرن 20م،مناسب بالای 10سال،گروه سنی:ج،تصحیح و بازنویس:نازنین نخعی،تصویرگر:مژگان میرزایی)

تاریخ ورود محصول: 1398/11/19

قیمت برای شما: 970000ریال

توضیحات

كتاب مهار اثري است از اينگريد لا به ترجمه ي ماندانا نوري و چاپ انتشارات باژ.

لج سيزده ساله كه در روز تولدش از استعداد ارثي غيرعادي اي به نام ساوي برخوردار شده است، براساس آن قادر به انفجار وسايل گوناگون مي گردد؛ نيرويي كه اصلا انتظارش را ندارد. او كه برحسب نظر خانواده اش راز معمولي نبودنشان را از همه پنهان مي كند، پس از پي بردن به اينكه يك نفر قدرت جادويي اش را ديده است، كارش سخت تر مي شود، چون علاوه بر كنترل ساوي خود، بايد از فاش شدن اسرار خانواده نيز جلوگيري كند. اقدامي كه سبب كشف رازهاي ديگر درباره ي لج و خانواده اش و دوستي او با شخصي دور از ذهن مي شود و همچنين لج را به خاطر داشتن اين نيروي خارق العاده در مسير شكرگذاري قرار مي دهد.

گزیده ای از کتاب

هنگامي كه ساوي ام مشغول منفجر كردن انبار بود، زمزمه وار گفتم: «نه، نه، نه، نه!» پدر و مادرم و حتي فدورا كنارم ايستادند. مي توانستم نگاه هاي بقيه را اول به خودم و سپس به تكه هاي انبار كه تلق تلق كنان و دنگ دنگ كنان روي زمين فرومي ريختند، حس كنم. لحظه ي پر شدن هوا از بوي خاك اره مي توانستم صداي زمزمه ي اطرافيانم را بشنوم.

مادرم چندين بار پشت سر هم گفت: «تمومش كن لج! تمومش كن!» اما اين كلمات به تنهايي نمي توانستند جلوي من را بگيرند و او هم نمي توانست راهي براي لبخند زدن بيابد. سرم را پايين گرفتم و سعي كردم متوقفش كنم. اي كاش راهش را مي دانستم.

پدرم مدام مي گفت: «لج، به من نگاه كن! فقط نفس بكش و به من نگاه كن.» نمي توانستم به چشمان پدرم نگاه كنم، آن هم نه در لحظه اي كه داشتم همه ي چيزهاي اطرافم را نابود مي كردم.

محصولات مشابه