اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

من مادر مادربزرگم بودم

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

پالتوئی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

70

شابک

9786002965288

نوبت چاپ

3

تاریخ تجدید چاپ

1397-12-18

سال چاپ

1397

وزن

63

کد محصول

63147

قیمت پشت جلد

100000


مشخصات تکمیلی :

(داستانهای فارسی،داستان وابستگی،گروه سنی:ب،ج(7تا11سال))

تاریخ ورود محصول: 1396/12/06

قیمت برای شما: 100000ریال

توضیحات

اثری است از مژگان بابا مرندی که توسط انتشارات پیدایش به چاپ رسیده است. کتاب حاضر با داستانی زیبا و کودکانه مناسب برای گروه سنی “ب” و “ج” می باشد. نوشین دختر بچه ی باهوش و بامزه ی قصه است که مادربزرگش دچار فراموشی و آلزایمر شده است. پدر و مادر نوشین پول کافی برای گرفتن پرستار ندارند، به همین خاطر او تصمیم می گیرد که خودش از مادربزرگ پرستاری کند. داستان از آنجایی شروع می شود که نوشین و مادربزرگ هردو در رختخواب جیش کرده و نگران اند که مادر متوجه این قضیه شود.

گزیده ای از کتاب

آقای دکتر سرش را تکان داد. به من دفتر نقاشی داد. و یک عالم مداد رنگی. گفت: «چه رنگی دوست داری؟»
گفتم: «صورتی»
یک صفحه ی بزرگ سفید بهم داد که دورش صورتی بود. پشتش چسب داشت. یک ماژیک بزرگ صورتی هم داد. با ماژیک روی صفحه کشید و گفت: «ببین پاک هم می شود.»
رویش دست کشیدم. گفتم: «می دانم، توی مدرسه از اینها داشتیم. اما بزرگ بود و سفید. اسمش وایت برد است.»
من هم یک خط کشیدم و با انگشتم پاکش کردم. گفت: «آفرین دختر باهوش. هر روز صبح که از خواب بیدار شدی و جیش نکردی روی این صفحه یک دایره بکش.»
گفتم: «مامان بزرگم هم جیش می کند. او سبز دوست دارد.»
دکتر خندید و یک صفحه با دور سبز و ماژیک سبز هم بهم داد و گفت: «مال مامان بزرگت.»

محصولات مشابه