اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

ملا صالح (سرگذشت شگفت انگیز مترجم اسرای ایرانی در عراق)

وضعیت: موجود
امتیاز:
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

288

شابک

9786008200420

نوبت چاپ

58

سال چاپ

1399

وزن

325

کد محصول

94718

قیمت پشت جلد

350000


مشخصات تکمیلی :

(خاطرات جانبازان جنگ ایران و عراق)

تاریخ ورود محصول: 1399/06/25

قیمت برای شما: 350000ریال

توضیحات

کتاب ملا صالح: سرگذشت شگفت انگیز مترجم اسرای ایرانی در عراق اثر رضیه غبیشی است به چاپ انتشارات شهید کاظمی.

کتاب پیش رو حاصل گفتگوی نویسنده با، ملاصلاح، مردی مبارز است که از همرزمان همسرش بوده است. کسی که جوانی خود و نشاطش را برای مبارزه با ظلم و استبداد خرج کرده و علاوه بر سال ها اسیر بودن در زندان های شاه سابقه اسارت در زندان های عراق را دارد و از پس این مقاومت ها هرچند جسمی نحیف و تنی رنجور نصیبش شده اما عزت و سربلندی را به کشورش هدیه کرده و اکنون با درآمدی ناچیز زندگی ساده ای دارد. این اثر خاطرات او را که در هنگام اسارت در دوران جنگ به عنوان مترجم اسرای ایرانی در عراق فعالیت می کرده در خود جای داده و از روزگار دشواری که پشت سر گذاشته حکایت دارد.

گزیده ای از کتاب

سرمان پایین بود. رفتار مردم و استقبالشان بیش از درد غربت و اسارت ما را رنجاند. من که اهل منبر و رثای اهل بیت علیهم السلام بودم و بارها مصیبت اسارات اهل بیت امام حسین علیه السلام را خوانده و مردم را گریانده بودم، در چنین شرایطی بی اختیار به یاد آن ها افتادم و اشک در چشمانم جمع شد. شروع به زمزمه کردم:

-یا حسین، یا غریب، یا مظلوم!

تندی تابش آفتاب آن چنان بود که چشمم از سوزش عرق سرازیر شده می سوخت. ما را پشت دروازه ای نگه داشتند. بعد از باز شدن دری کوچک با بسته، بدن نیمه برهنه، موهای ژولیده و بدن کاملا خیس عرق وارد ساختمان استخبارات بغداد شدیم.

همه کسانی که ما را می دیدند، با تعجب و تمسخر و شماتت نگاهمان می کردند. بعضی هم می خندیدند. ما را داخل اتاق کوچکی بردند که نیم دایره بود و پنجره کوچکی به حیاط داشت. وقتی در به رویمان بسته شد، برای چند لحظه احساس راحتی کردیم. هر کدام گوشه ای روی زمین ولو شدیم. بدن ها دردناک بود. عفونت زخم و آثار شکنجه و درد و رنجی که در روح و جسممان موج می زد، هنوز فروکش نکرده بود. همه می دانستیم که باید خود را برای اوضاع بدتری آماده کنیم.

بعدها فهمیدم اتاقی که در آن بودیم، جایی بود که همه اسرای تازه وارد را آنجا نگه داری می کردند و بعد از بازجویی و شکنجه به اردوگاه های مختلف منتقل می کردند. گاهی در همان اتاق کوچک نیم دایره ای که ابعادش دو متر در سه متر بود، تعداد زیادی از اسرا را نگه داری می داشتند؛ به طوری که برای نشستن و خوابیدن جا نبود؛ اما این بار خوشبختانه ما فقط شش نفر بودیم.

محصولات مشابه