اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

مسئله مرگ و زندگی (عشق،فراق و آنچه در پایان عمر اهمیت دارد)

وضعیت: موجود
امتیاز:
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

240

شابک

9786226912419

نوبت چاپ

5

تاریخ تجدید چاپ

1400-05-13

سال چاپ

1400

وزن

286

کد محصول

103469

قیمت پشت جلد

650000


مشخصات تکمیلی :

(اروین د.یالوم،1931م)

تاریخ ورود محصول: 1400/03/03

قیمت برای شما: 650000ریال

توضیحات

کتاب مسئله مرگ و زندگی: اثر اروین د.یالوم، مریلین یالوم است با ترجمه ی غزال بیگی و چاپ انتشارات عطرکاج.

کتاب حاضر با روایت داستانی عاشقانه نگاهتان را به زندگی عوض خواهد کرد و باعث می شود روحیه ی زندگی کردن با حقیقت وجودی تان را پیدا کنید. کتاب  پیش رو حاصل طرز تفکر و بازتاب فکری زوجی است که 65 سال از ازدواجشون می گذرد و اکنون با بیماری مریلین، زمان باهم بودنشان محدود و بسیار ارزشمندتر می شود. این اثر حاصل تجربه ی شخصی نویسنده است، اما می تواند گفت و گوی کاملی درباره ی نکات مربوط به پایان زندگی باشد.

گزیده ای از کتاب

از او پرسیدم:« از چه چیز مرگ خیلی بیشتر می ترسید؟»

او جواب داد:« از کارهایی که هنوز انجام ندادم.»

آن احساس بسیار مهم است؛ هدف اصلی کار درمانی ام همین است. سال های بسیاری خودم را مجاب کردم که رابطه ی مثبتی بین اضطراب مرگ و حس درست زندگی نکردن وجود دارد. به عبارت دیگر: هرچه بیشتر فرصت درست زندگی کردن را از دست داده باشید، اضطراب مرگتان بیشتر است.

بیماری همسرم یعنی احتمالا او پیش از من می میرد. اما من خیلی زود بعد از او خواهم مرد. به طرز عجیبی هیچ ترسی از مرگم ندارم. در عوض از فکر زندگی بدون مریلین می ترسم. بله، می دانم که این پژوهش از میان برخی آثار خودم به ما این آگاهی را می دهد که غم و اندوه محدود است و اگر به اتفاقات یک سال نگاه کنیم- چهار فصل، روزهای تولد و مرگ، تعطیلات، دوازده ماه کامل- کمتر غصه می خوریم. با گذشت زمان دوباره در این چرخه ی سالانه قرار می گیریم، تقریبا همه مان دوباره به زندگی بر می گردیم. این چیزی است که درباره اش نوشته ام، اما مطمئن نیستم این روش برای خودم عملی باشد. من از پانزده سالگی مریلین را دوست دارم و نمی توانم تصور کنم بدون او دوباره به زندگی بر می گردم. کامل و خوب زندگی کرده ام. به همه ی اهدافم رسیده ام. چهار فرزندم و نوه های بزرگم زندگی کاملا خوبی دارند. بودنم بیشتر از این ضرورتی ندارد.

یک شب از دیدن خواب هایی در مورد مرگ مریلین آشفته شدم. فقط یک چیز از جزئیات آن خواب را به خاطر دارم: از دفن شدنم در کنار مریلین بسیار ناراضی بودم. در عوض، در واقعیت دلم خواست نزدیک تر باشیم و در یک قبر دفن شویم! وقتی صبح در این باره با مریلین صحبت کردم، به من گفت که چنین چیزی امکان ندارد. سال ها پیش او و پسر عکاسم، رید، برای کتابشان از کل قبرستان های ایالات متحده بازدید کرده بودند. در کل تحقیقش، هرگز یک قبر برای دو نفر ندیده بود.

 

محصولات مشابه