اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

مرگ و پنگوئن

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

230

شابک

9782000865599

نوبت چاپ

7

تاریخ تجدید چاپ

1401-10-27

سال چاپ

1401

وزن

249

کد محصول

97641

قیمت پشت جلد

1200000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های روسی،قرن 20م)

تاریخ ورود محصول: 1399/09/02

قیمت برای شما: 1200000ریال

توضیحات

کتاب مرگ و پنگوئن اثر اندری کورکف است به ترجمه شهریار وقفی پور و چاپ انتشارات روزنه.

این کتاب دربردارنده روایتی تاریخی است که تنهایی انسان اواخر قرن بیستم میلادی را به تصویر می کشد؛ ماجرای اثر پیش رو در اوکراین پس از فروپاشی اتحادیه جماهیر شوروی به وقوع می پیوندد، هنگامی که ویکتور، بر خلاف آن چه ایده آلش است به نوشتن آگهی های ترحیم در یک نشریه مشغول می شود، رفته رفته درمی یابد که آگهی های ترحیم او لیست ترور یک گروه ناشناخته است و در حقیقت پایش به ماجرایی ناخواسته گشوده شده که چون مردابی او را درون خود فرو برده است، ماجرایی که نمی تواند به سادگی از آن بیرون بیاید.

گزیده ای از کتاب

ویکتور خیال رفتن به تخت خواب را نداشت. حالا سونیا و نینا حتما خیلی وقت است که در سرزمین رویاها گل چرخ می زنند؛ اما او در تاریکی، توی آشپزخانه نشسته بود و چشمش به چراغ های بلوک روبرو بود که یکی بعد دیگری خاموش می شدند.

اصلا دلش نمی خواست بخوابد. پای بی خوابی وسط نبود. خیلی ساده، داشت از سکوت و آرامش تماشای شهری که به خواب می رفت، کیف می کرد. دیگر تیک تاک ساعت اعصابش را به هم نمی ریخت، ساعتی که حالا به جایش روی هره پنجره برگشته بود. عصبیتش پی کارش رفته بود. حالا، تحت تاثیر این سکوت و آرامش، افکارش دیگر از سر و کول هم بالا نمی رفتند بلکه مانند رودخانه ای بودند بی هیاهو و عمیق، که آرام در بسترش جاری بود.

عجب شوک هایی، چه کشفیات ناخوشایند و سوءظن هایی به دنبالش، چه لحظاتی که بهتر است معمولی به حساب بیایند و روانه فراموش خانه شوند تا این که آدم با تیغ تحلیل سوراخ سوراخ شان کند! و بعد از همه این ها، انگار زندگی داشت روال معمولش را بازمی یافت. و اگر کسی بخواهد به آینده فکر کند، باید در همین حالت معمول بودنش فکرش را بکند- آینده ای که  تنها با جنگیدن رو به جلو به دست می آمد، فقط جلو رفتن بدون آن که آدم لحظه ای بایستد تا بخواهد توی تاریک خانه ای انگشت کند یا یک دفعه ویرش بگیرد در ماهیت خود زندگی تغییری بدهد. زندگی جاده است، و اگر ازش پرت افتادی یا خواستی میان بر بزنی، خداحافظ: جاده گم شد، تمام شد! و جاده بلندتر یعنی زندگی طولانی تر اصل ادامه سفر است، نه رسیدن به مقصد؛ گذشته از این ها، مقصد که همیشه یکی است: مرگ.

و حالا حس می کرد، راه پرت از جاده ای که رفته بود، به درهای بسته خورده بود و پشت سرش ردی مانده بود از راه هایی که این درها جلویش را گرفته بودند. به هر تقدیر، این ردها با او می ماندند، البته در حافظه اش، در گذشته ای که دیگر بارش شانه هایش را خم نمی کرد.

محصولات مشابه