اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

مرگ ناکار

وضعیت: موجود
امتیاز:
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

444

شابک

9786001883996

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1399

وزن

364

کد محصول

97368

قیمت پشت جلد

750000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های نوجوانان آمریکایی،قرن 21م،برگزیده ی جوایز متعدد ادبی)

تاریخ ورود محصول: 1399/08/25

قیمت برای شما: 750000ریال

توضیحات

کتاب مرگ ناکار، نوشته ی دییِردره سولیوان، توسطِ آلاله ارجمندی به زبان فارسی بازگردانده شده و از سوی انتشارات ایران بان در 444 صفحه منتشر و روانه بازار کتاب شده است.

دییِردره سولیوان، متولد گالویِ ایرلند، در زمینه نویسندگی کتاب نوجوان فعالیت می کند. مرگ ناکار اولین کتاب اوست که به فارسی ترجمه شده و مناسب برای نوجوانان است.

کتاب پیش رو، در عین تخیلی بودن بسیار جذاب و مرموز است و اتفاقاتی که طی داستان آن رخ می دهد فرصت کشف را در اختیار خواننده می گذارد. داستان این کتاب در ایرلند اتفاق می افتد، اساس جادوی ایرلند بر پایه ی گل و گیاه بوده بنابراین در ادامه با کلی گیاه عجیب و هیجان انگیز رو به رو خواهید شد که هر کدام نماد خاصی دارند؛ اما این بخشی از ماجراست که ریشه در اصل موضوع دارد.

گزیده ای از کتاب

کتلین پشت میز آشپزخانه، مشغول بافتن موهایش به شکل تیغ ماهی بود. شب قبلش ناخن هایمان را درست کرده بود. برای خودش لاک بنفش براق زده بود و برای من طوسی. کلاس هایمان از آن روز شروع می شد. انگشتانم می لرزیدند و به رومیزی آشپزخانه چنگ زده بودند. ترش کرده بودم. دلم شور می زد. فنجان چایم را روی میز گذاشتم و مشغول مرتب کردن آنجا شدم. لکه های چای توی فنجان های چینی را سابیدم. ممو را دیدم که روی چیز کوچکی توی باغ، خم شده بود. نرم و تیره بود. نمی فهمیدم یک مشت خاک بود یا پرنده ای کوچک. انگشتانش را دورش قفل کرده بود و حالت صورتش، چیزی بروز نمی داد. از جایش بلند شد و قبل از اینکه برگردد، چشمش به من افتاد. دستی روی شانه ام حس کردم و از جا پریدم.

مامان گفت:« من فنجون ها رو تمیز می کنم.»

در حالی که سعی می کردم بر خودم مسلط شوم، گفتم:« نه. کاری نداره.»

با لبخندی گفت:« من دیگه کلی وقت آزاد دارم. دیگه یه خانوم آزاد و راحتم.»

هر دویمان می دانستیم کل روز سرش شلوغ خواهد بود. مدلش بود. مامان معلم پیش دبستانی بود. از کارش توی کورک مرخصی گرفته بود تا اگر لازم شد، بتواند دوباره برگردد.همیشه فکر خانه ی پُر را می کرد. فکر می کنم من و مامان توی این مسئله مثل هم بودیم. با این تفاوت که مامان امید داشت همه چیز خوب پیش می رود.

 

محصولات مشابه