اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

مرگ در دستان او

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

264

شابک

9786227291438

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1399

وزن

260

کد محصول

97115

قیمت پشت جلد

450000

تاریخ ورود محصول: 1399/08/19

قیمت برای شما: 450000ریال

توضیحات

کتاب مرگ در دستان او اثری است از اوتسا مشفق به ترجمه ی رضوان برزگر حسینی و چاپ انتشارات گویا.

زنی هفتاد و دو ساله به نام وستا که در میان جنگل درختان توس در حال قدم زدن است، یادداشتی با این مضمون پیدا می کند: “اسمش ماگدا بود. اما هیچ کس نخواهد فهمید که چه کسی او را کشته است. آن فرد من نبودم. پیکر مرده اش اینجاست“. این درحالی است که هیچ جسدی و هیچ ردی وجود ندارد.

وستا فکر می کند که کسی عمدا این نامه را برایش گذاشته است، زیرا او تنها آدمی بود که به طور منظم در این جنگل قدم می زد. حال وستا برخلاف میلش تمام روز به ماگدا می اندیشد، صورتش، هیکلش، سنش و گذشته اش.

گزیده ای از کتاب

ماگدا سر کار نرفته بود. شاید با بلیک بیرون رفته بود و هر دو به دردسر افتاده بودند. دوباره به بلیک فکر کردم، چه آدم خونسردی بود که توانسته بود جسد ماگدا را تنها رها کند. حتما او هم در این ماجرا یک جورهایی دخیل بود. من در مورد مسائل جنایی تخصص نداشتم، اما این قدر ها می دانستم: بلیک مظنون بود. او با جسد ماگدا تماس داشت. بنابراین چیزهایی می دانست. آن فرد من نبودم. به خاطر ترس و شوکه شدن این گونه همه چیز را انکار کرده بود. تنها چیزی که در مورد ترس می دانم این است که از تقصیر یا پشیمانی سرچشمه می گیرد. همیشه این گونه است. وقتی با والتر دچار مشکل می شدیم، این موضوع مثل روز برایم روشن می شد. آدم های مقصر همیشه می گویند: “تو احمقی.” سعی می کنند به سوال هایت خاتمه دهند. والتر با پافشاری می گفت: “تو یه آدم بدگمانی.” آدم های مقصر سعی می کنند توجه ات را به چیز دیگری جلب کنند. او می گفت: “ما فقط داشتیم حرف می زدیم! من فقط داشتم بهش کمک می کردم!” هیچ کس ماگدا را پیدا نخواهد کرد. بلیک مقصر بود، یا مرتکب قتل شده بود، یا غفلت کرده بود و یا حماقت، هنوز نمی دانستم. اولین کاری که باید انجام می دادم پیدا کردن آن پسر بود. کار زیادی نباید انجام می دادم. شهر کوچک بود و بلیک سواد خواندن و نوشتن داشت. حداقل این را درموردش می دانستم. او به اندازه ی کافی عقل و درایت داشت که بفهمد کسی زنده است یا مرده. حتما مچ دست یا گلوی ماگدا را لمس کرده بود. نمی دانم چقدر منتظر مانده بود و آرزو کرده بود قلب ماگدا بزند یا نزند.

محصولات مشابه