اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

مرد خاکستری

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

412

شابک

9786227365146

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1400

وزن

362

کد محصول

104560

قیمت پشت جلد

1100000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های فارسی،قرن 14)

تاریخ ورود محصول: 1400/04/06

قیمت برای شما: 1100000ریال

توضیحات

کتاب مرد خاکستری اثر سمیه حاجی عبدالمجید است به چاپ انتشارات یوپا. نجوا افشار که برای انجام امور حسابداری پدر و عمویش به جزیره رفته، درست در اولین روز حضورش سرمست از بوی عطر مردی می شود که پیش از این دختر عمویش رکسانا درباره ی او هشدار داده است؛ کلهر برای نجوا مرد بدنام، مغرور و مرموزی است که باید از او دوری کند در غیر اینصورت ممکن است به دام بزرگی گرفتار شود. هرچند این هشدارها کاری از پیش نمی برند و نجوا افشار با حضور در جزیره با سرنوشتی متفاوت رو به رو می شود و ننگ و بدنامی دامنش را می گیرد. مردان خانواده کلهر انسان های ممنوعه ای هستند که همچون گرداب زنان را به دام خود می کشند و…

گزیده ای از کتاب

همین که گوشی را قطع کرد با یادآوری پدرش به ترسناک بودن خانه حواسش به کار افتاد، فیلم را استپ کرد و دسته کلید را برداشت و به حالت دو از پله ها پایین رفت و در ورودی را سه قفله کرد. وقتی در قفل بود دیگر ترس دلیلی نداشت. یاد کاغذ کلهر افتاد در یخچال را باز کرد. پر از خوراکی بود. لبخندی زد و زیر لب گفت: “بدجنس” بدجنس ترین مرد دنیا بود یخچال را پر از زغالخته و خوراکی کرده بود. چند تا زغالخته برداشت و در چند تا از کابینتهایش را باز کرد. کابینتها هم پر از خوراکی کرده بود. یک بسته پفک و چند تا کاکائو برداشت و از پله ها بالا رفت. با خود گفت ای کاش شماره تلفنش را داشتم و همین الان زنگش می زدم و چند تا بد و بیراه نثارش می کردم و می پرسیدم چرا برایم این همه تله کار گذاشته و کاری کرده که دلم نیاید از خانه او تکان بخورم.

بقیه فیلم را دید و تصمیم گرفت زیاد از خودش ضعف نشان ندهد و هر وقت به خانه کلهر آمد زیاد احساساتی نشود، فقط در حد پنج دقیقه برای آب دادن به گلدانها. دوباره به عکس دو نفره کلهر و همسرش روی آینه نگاه کرد و فکر کرد حالا لازم نیست انقدرها هم سخت گیر باشد چه اشکالی دارد با مردی که دردی به این بزرگی روی شانه هایش سنگینی میکرد کمی مهربانتر باشد درست مثل یک خواهر. کلهر خواهر نداشت، حتما اگر خواهری داشت غمخوار خوبی برای او بود. مرد جوان در لباس روشن دامادی که تضاد زیبایی با پوست تیره شده از آفتابش داشت برازنده تر از همیشه به نظر میرسید و چشمان زن زیبایی که روی میز بیلیارد نشسته بود را موجی از شادی پوشانده بود و از شادی می درخشید. حتما از اینکه قرار بود یک عمر در کنار کلهر باشد احساس خوبی داشت طفلک نمی دانست عمر این وصال به نازکی یک تار موست.

محصولات مشابه