اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

مجموعه سه گانه ی آخرین بازماندگان (3جلدی،باقاب)

وضعیت: ناموجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

1072

شابک

9786003538962

سال چاپ

1397-1399

وزن

1036

کد محصول

96823

قیمت پشت جلد

1270000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های کودکان انگلیسی،قرن 20م،برنده ی جایزه ی گاردین 2014،کمترین نوبت چاپ:1،بیشترین نوبت چاپ:2،باقاب)

تاریخ ورود محصول: 1399/08/14

قیمت برای شما: 1270000ریال

توضیحات

مجموعه سه گانه ی اخرین بازماندگان اثری است از پیرز توردی به ترجمه ی مریم منتصرالدوله و چاپ انتشارات افق.

در این سه گانه ی جذاب و هیجان انگیز، داستان پسري به اسم كستر روایت می شود كه به دليل از دست دادن قدرت تكلم خود بعد از مرگ مادرش در مركز حمايت از كودكان خاص در مركز منطقه ي قرنطينه زندگي مي كند. منطقه اي كه به دليل شيوع ويروس چشم قرمز و نابودي حيوانات مختلف به اين حال درآمده است. كستر در تنهايي خود متوجه موضوعي مي شود: او مي تواند با حيوانات و جانوران اتاقش صحبت كند! این توانایی رازی مخوف را برایش آشکار می کند: تمامی این ماجراها نقشه ی انسانی متکبر است که می خواهد با نابودی حیوانات، انسان ها را وابسته ی خود کند. حالا وظیفه ی پسرک ماجراجوی داستان ما این است تا برای نجات حیوانات تلاش کند و شاه کلید نجات کره ی زمین را به دست آورد.

گزیده ای از کتاب

من تقریبا فراموش کرده بودم که حیوانات هم می توانند کسی را بکشند.

منظورم این است که می دانم که حیوانات یکدیگر را می کشند و این کاری است که همیشه می کنند، اما بلایی که آن سگ داشت سر موش می آورد…

باید این فکر ها را فراموش کنم و بغضم را قورت بدهم.

این کار درست نیست. مگر نه؟ می دانم که حیوانات همیشه عده ای دیگر را می کشند چون باید غذا بخورند و زنده بمانند. اما آیا هر حیوانی، یا حتی ما آدم ها باید چنین قدرتی را روی بقیه داشته باشیم؟

نمی دانم. تنها چیزی که الان می فهمم این است که نور ساعتم به تدریج در حال کم شدن است. تنها چیزی که می بینم صخره های سبزی است که جلوی چشمم درخشش مختصری دارند. کم کم همه جا تاریک می شود و فقط نور مختصری در صفحه می بینم…

الان در تاریکی مطلق هستم. دور تا دورم تاریک است، حتی پرتو نوری از بالای سرم یا اطرافم نمی تابد. حتی چیزی وجود ندارد که انعکاسش روی آب بیفتد یا نوری که از صخره ای بازبتابد. تاریکی مطلق را احساس می کنم که یکهو به نظرم بیشتر و سنگین تر می شود.

حتی با وجود نوری که ساعتم داشت، چند بار به صخره ها خوردم و سرم بارها ضربه خورد. دستم را توی تاریکی دراز می کنم و قدمی برمی دارم و دوباره برمی گردم. برای بار چندم چیزی پیدا نمی کنم و جز دیواری مرطوب چیزی نمی بینم.

من کیلومترها از سطح زمین پایین ترم، کیلومترها از پدرم و گوزن یا هرکس دیگری که بتواند کمکم کند دورترم. هیچ کس نمی داند من کجا هستم و کجا رفته ام. صدای مبهم زوزه ی گرگ ها، روباه ها و حرکت عنکبوت ها را از پشت سرم می شنوم.

بعد از این همه مدت این بار اولی است که بدون همراهی هیچ حیوانی مانده ام.

محصولات مشابه