اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

مجموعه داستان های نیکلا کوچولو (5جلدی)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

770

شابک

9789641214496

نوبت چاپ

5

تاریخ تجدید چاپ

1400-05-05

سال چاپ

1397

وزن

823

کد محصول

102097

قیمت پشت جلد

400000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های فرانسوی،قرن 20م)

تاریخ ورود محصول: 1400/01/25

قیمت برای شما: 400000ریال

توضیحات

مجموعه داستان های نیکلا کوچولو اثری پنج جلدی است به قلم سامپه/گوسینی که با ترجمه آفاق حامد هاشمی از سوی انتشارات سروش به چاپ رسیده است.

مجموعه ی پیش رو که پنج جلد کتاب تحت عناوین زنگ تفریح نیکلا کوچولو، تعطیلات نیکلا کوچولو، نیکلا کوچولو و دوستان، ماجراهای نیکلا کوچولو و دردسرهای نیکلا کوچولا در آن جای گرفته، داستان های ماجراجویانه و طنزآمیز فرانسوی را روایت می کند که مناسب گروه سنی ج است؛ این اثر به قلم سامپه نگارش شده و با تصاویر گوسینی آذین شده است بنابراین دقت و هنرنمایی گوسینی با نکته پردازی و قلم توانای سامپه همراه شده و مجموعه ای حاصل شده است که به راحتی توجه مخاطب را به خود جلب می کند و از جذابیت کافی برای همراه کردن خواننده با خود برخوردار است.

نیکلا پسری خوشحال و خندان و بازیگوش و دردسرساز است که داستان های مجموعه پیش رو از زبان او تعریف می شود.

گزیده ای از کتاب

گفت: «نیکلا چیزهایی را که گفتم، تکرار کن!»

من هم از جایم بلند شدم و زدم زیر گریه، چون که نمی دانستم خانم معلم چه گفته بود، آخه وقتی خانم معلم داشت حرف می زد، من داشتم از دریچه دوربین به آلسست نگاه می کردم.

خانم معلم پرسید: «شما زیر میزتان چی قایم کرده اید؟

وقتی خانم معلم به آدم می گوید «شما»، یعنی از آدم راضی نیست؛ برای این بود که من همین طور گریه می کردم. و خانم معلم هم دوربین عکاسی را دید و آن را از من گرفت. بعدش هم گفت که من صفر گرفتم.»

آلسست گفت: «گاوت زایید!»

و خانم معلم یک صفر هم داد به آلسست و به او گفت دیگر سر کلاس چیزی نخورد. و من از این حرف خنده ام گرفت. آخه راست می گفت؛ آلسست همیشه در حال خوردن است. اگنان که شاگرد اول کلاس و عزیزدردانه خانم معلم است، گفت: «خانم، من می توانم چیزهایی را که شما گفتید، تکرار کنم…»

و کلاس ادامه پیدا کرد. زنگ تفریح که خورد، خانم معلم مرا نگه داشت و وقتی همه رفتند، بهم گفت: «می دانی نیکلا؟ من نمی خواهم تو را ناراحت کنم و می دانم این یک هدیه قشنگ است که فعلا پیش من هست. حالا اگر قول بدهی عاقل باشی و دیگر سر کلاس بازی نکنی و خوب درس بخوانی، صفرت را پاک می کنم و دوربینت را بهت پس می دهم.»

من هم قول مردانه دادم و خانم معلم دوربین را به من پس داد و بهم گفت که بروم توی حیاط پیش دوستانم. می دانید؟ خانم معلم خیلی خیلی مهربان است!

وقتی رفتم پایین توی حیاط، بچه ها دورم را گرفتند. آلسست که داشت یک نان کره ای کوچک می خورد، گفت: «فکر نمی کردیم بیایی.»

ژواشیم گفت: «اِ! دوربین عکاسی ات را پس داد؟!»

من گفتم: «آره، حالا جمع بشوید! می خواهیم عکس بگیریم!»

محصولات مشابه