اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

مجموعه تام گیتس (جلدهای 6تا10)،(5جلدی،باقاب)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

1288

شابک

9786003534070

تاریخ تجدید چاپ

1400-04-01

سال چاپ

1397،1399

وزن

1280

کد محصول

63258

قیمت پشت جلد

1420000


مشخصات تکمیلی :

(داستانهای کودکان انگلیسی،قرن 21م،تصویرگر:لیز پیشون،باقاب)

تاریخ ورود محصول: 1396/12/10

قیمت برای شما: 1420000ریال

توضیحات

اثری است از لیز پیشون به ترجمۀ آتوسا صالحی و چاپ انتشارات افق. مجموعه تام گیتس یکی از بهترین مجموعه های نوجوان و برندۀ جایزۀ رولد دال و واتر استونز است؛اثر حاضر دربردارندۀ 5 جلد از مجموعۀ معرکه تام گیتس با عناوینِ جایزه های خیلی خفن، یک کوچولو خوش شانسی، بعله! (شاید هم نه…)، شاگرد اول کلاس و مهارت های فوق حرفه ای می باشد که با داستان و تصاویری خنده دار و جالب هرخواننده ای را مجذوب خود می کند.

گزیده ای از کتاب

مامان و بابا چراغ طبقه ی پایین را خاموش می کنند و از پله ها بالا می آیند. دارند خیلی یواشکی باهم حرف می زنند تا دلیا (یا من) صدای شان را نشنویم.
که همین کارشان باعث می شود بیشتر کنجکاو شوم. دوباره یواشکی از تختم بیرون می آیم، اما خیلی سخت می توانم توی تاریکی زیر پایم را ببینم و کفش مدرسه ام زیر پایم گیر می کند. کفش ها را وقتی از مدرسه آمدم (با چندتا چیز دیگر) آنجا انداختم. ای وای!
سعی می کنم تعادلم را حفظ کنم و پشتی صندلی را چنگ می زنم. اما پشتی صندلی برمی گردد و صندلی با صدایی بلند شترق زمین می افتد و به فنجان شکلات داغی می خورد که رویش یک لایه شیر بسته است (قیافه اش خیلی حال به هم زن بود و برای همین نخورده بودمش). آخ آخ!
مامان و بابا بدو به اتاقم می آیند و دوتایی باهم می گویند:
چه خبر شده؟ و به ریخت و پاش های کف اتاق خیره می شوند. تندی می گویم: «صداهای بلند و کوبیده شدن درها من رو از خواب پروند و دیگه نفهمیدم کجام و دارم چی کار می کنم.» بعدش تا می بینم مامان و بابا به خاطر ریخت و پاش های اتاق اخم های شان درهم رفته، خرسی ام را بغل می کنم و تندتند تکان می دهم.
سعی می کنم قیافه ام هم خیلی خواب آلود باشد.
بابا می رود دستمال می آورد تا شکلات های کف اتاق را پاک کند. (آخیش… انگار به خیر گذشت) می گویم: «فکر کنم خیلی خسته م.» و مامان من را تا تخت می برد و رویم را می کشد (که خیلی خوب است).
بعدش می گویم: یه کمی هم تشنمه.
برای همین مامان برایم یک لیوان آب می آورد. چند قلپ آب می خورم و بعدش آب را کنار می گذارم. آخیش..
مامان و بابا به من لبخند می زنند؛ برای همین فکر کنم خوب نیست بگویم:
یه کمی هم گشنمه، می شه برام ویفر کاراملی بیارین؟

محصولات مشابه