اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

مجرم مادرزاد (خاطرات دوران کودکی در آفریقای جنوبی)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

342

شابک

9786222343675

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1399

وزن

327

کد محصول

96319

قیمت پشت جلد

695000


مشخصات تکمیلی :

(سرگذشت نامه کمدین های آفریقای جنوبی،سرگذشتنامه شخصیت های تلویزیونی،ایالات متحده)

تاریخ ورود محصول: 1399/08/03

قیمت برای شما: 695000ریال

توضیحات

کتاب مجرم مادرزاد اثری است از ترور نوآ به ترجمه ی محمود فرجامی/ فرزانه احمدی و چاپ انتشارات روزنه.

در کتاب پیش رو داستان زندگی مصیبت بار و آمیخته به ستم، تبعیض و فقر مجری و کمدین مشهور و محبوب آمریکایی، ترور نوآ، که دوران کودکی و نوجوانی اش را در کشوری حامی تبعیض نژادی گذرانده است، به گونه ای جذاب و حرفه ای روایت می شود. انسان دورگه ای که در نتیجه ی تربیت موفق مادرش توانست سختی ها را پشت سر بگذارد، دست از خلاف کردن بردارد و مغایر با نظر عموم شهرتی جهانی پیدا کند.

نگاه عمیق ترور نسبت به تناقضات فرهنگی، مسایل سیاسی و اجتماعی که در نتیجه ی بودن در دوران و جغرافیایی بسیار خاص و نه چندان خوشمزه حاصل شده است، از مهم ترین دلایل موفقیت او به شمار می رود.

گزیده ای از کتاب

وقتی نوبت انتخاب اسم برای من رسید، ترور را انتخاب کرد. اسمی که در آفریقای جنوبی کاملا بی معنا بود و در خانواده هم بی سابقه. حتی از اسامی مذهبی کتاب مقدس هم نبود. فقط یک اسم بود. مادرم می خواست فرزندش دچار هیچ سرنوشتی نباشد. می خواست آزاد باشم تا هر جا که می خواهم بروم، هر کار که می خواهم بکنم و کسی باشم که خودم دلم می خواهد.

مرا به ابزار رسیدن به چنین چیزهایی هم مجهز کرد. زبان انگلیسی را به عنوان زبان اول به من آموخت. مرتب برایم کتاب می خواند. اولین کتابی که یاد گرفتم بخوانم کتاب مقدس بود. سایر کتاب ها را هم از کلیسا می آوردیم. مادرم جعبه هایی پر از کتاب های مصور، کتاب داستان و هر کتاب دیگری را که به دستش می رسید و سفیدپوستان اهدا کرده بودند به خانه می آورد. سپس برای یک برنامه دریافت کتاب نام نویسی کرد که برایمان کتاب پست می کردند. یک سری کتاب با عنوان «چگونه…» داشتم مثل «چگونه دوست خوبی باشیم» یا «چگونه درستکار باشیم». یک مجموعه دائره المعارف هم خرید که پانزده سال از تاریخ انتشار آن گذشته و دیگر قدیمی شده بود، ولی من می نشستم و به دقت آن ها را می خواندم.

کتاب ها مال و منال قدیمی و ارزشمند من بودند. یک قفسه داشتم که کتاب ها را آنجا می گذاشتم و به داشتنشان افتخار می کردم. عاشق کتاب هایم بودم و از آن ها مثل چشمم مراقبت می کردم. بارها و بارها می خواندمشان، ولی نه صفحه ها را تا می کردم نه لبه کتاب لوله می شد. هرکدامشان برایم حکم گنجینه ای را داشت.

محصولات مشابه