اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

مامان بزرگ گنگستر (رمان کودک و نوجوان 4)

وضعیت: موجود
امتیاز:
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

200

شابک

9786229637302

نوبت چاپ

1

تاریخ تجدید چاپ

1399-05-06

سال چاپ

1399

وزن

208

کد محصول

92848

قیمت پشت جلد

330000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های کودکان انگلیسی،قرن 21م،تصویرگر:تونی راس)

تاریخ ورود محصول: 1399/04/30

قیمت برای شما: 330000ریال

توضیحات

کتاب مامان بزرگ گنگستر اثر دیوید ویلیامز است به ترجمه نوگل رازقی و چاپ انتشارات قاصدک صبا.

این کتاب یک داستان پر ماجرا و تاثیر گذار را در خود جای داده است، داستان پسر بچه ای دوازده ساله به نام بن که از هم صحبتی اجباری آخر هفته با مادربزرگش و تحمل طعم غذاهای بی مزه او خسته شده، اما این خستگی و بی حوصلگی تنها تا زمانی ادامه دارد که او جعبه ای پر از جواهر را در خانه ی مادربزرگ پیدا می کند؛ حالا دیگر حس کنجکاوی برای سردر آوردن از راز این صندوقچه برای لحظه ای بن را رها نمی کند و قرارهای آخر هفته رنگ و بوی دیگری به خود گرفته اند، رنگ و بوی اکتشاف و رمزگشایی از گذشته ی مادربزرگ!

گزیده ای از کتاب

بن اگرچه در این زمینه تخصصی نداشت، ولی می دانست که جواهرات داخل جعبه ی بیسکوییت باید چیزی حدود چندین هزار شاید هم میلیون ها پوند ارزش داشته باشند.

ناگهان صدای پای مادربزرگ شنیده شد. بن از جهت صدا فهمید که مادربزرگ از اتاقش خارج شده است. سراسیمه در جعبه را بست و آن را دوباره بالای قفسه گذاشت. بعد، از روی صندلی پایین پرید، آن را رو به میز برگرداند و سرجایش نشست.

اما در همین حین ناگهان چشمش به پنجره افتاد و متوجه شد تخم مرغی که پرتاب کرده، نه تنها بیرون نیفتاده، بلکه روی شیشه ی پنجره چسبیده است. اگر تخم مرغ همانجا خشک می شد، مادربزرگ قطعا برای برداشتنش به یک مشعل جوشکاری احتیاج پیدا می کرد. بنابراین پسرک با سرعت به سمت پنجره رفت، دهانش را روی شیشه چسباند و تخم مرغ سرد و مرطوب را مکید و دوباره سر جایش برگشت. قورت دادن آن تخم مرغ بدمزه کار بسیار سختی بود. پسرک همچنان با نگرانی تخم مرغ را در دهانش نگه داشته بود که مادربزرگ با سومین ژاکت وارد آشپزخانه شد.

او با لبخند گفت: «بهتره تو هم بری و کتت رو بپوشی چون بابا و مامانت به زودی می رسن.»

بن با بدبختی تخم مرغ سرد و مرطوب حال به هم زن را قورت داد و گفت: «چشم.»

اما به حدی حالش بد بود که امکان داشت هر لحظه دوباره تخم مرغ را روی پنجره بالا بیاورد. تخم مرغ هم زده.

محصولات مشابه