اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

مارکو سمین در ژاپن (سفرنامه و عکس ها)

وضعیت: ناموجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

406

شابک

9786222341794

نوبت چاپ

4

سال چاپ

1400

وزن

393

کد محصول

109351

قیمت پشت جلد

1250000


مشخصات تکمیلی :

(خاطرات سمیه گلریز،سفرنامه های ایرانی،قرن 14)

تاریخ ورود محصول: 1400/09/27

قیمت برای شما: 1250000ریال

توضیحات

کتاب مارکو سمین در ژاپن سفرنامه ای است به قلم سمیه گلریز همراه با تصاویری از ژاپن، سرزمین آفتاب، جایی که مقصد سفرش بوده و تجربیات خود از حضور در آن کشور را به نگارش درآورده است. این کتاب از سوی انتشارات روزنه به چاپ رسیده است.

هر چند راوی کتاب خانم سمیه گلریز است، اما نگارش متن با همراهی همسرش که پایه ثابت سفرهای او و در واقع همسفر همیشگی اش است صورت گرفته؛ آن ها تجربه ای شگفت انگیز از حضور در ژاپن به دست آورده اند و مردم این سرزمین را انسان هایی بسیار متفاوت از دیگر کشورها دیده اند، افرادی که رفتار و اخلاقی به واقع انسانی دارند و انسانیت را معنا بخشیده اند.

سمین که در حقیقت ترکیبی از اسم سمیه و امین است در این کتاب آن چه را در ژاپن مشاهده کرده اند به شکلی مکتوب در اختیار مخاطب گذاشته اند. این زوج جهانگرد در ابتدا خاطرات سفر خود را در اینستاگرام به مشارکت می گذاشتند و پس از اصرار مخاطبین شان تصمیم گرفتند آن چه را مشاهده و لمس می کنند در قالب کتاب منتشر کنند.

مارکو سمین در ژاپن، به شکلی روان و جذاب، ماجرای سفری دلچسب را شرح می دهد.

گزیده ای از کتاب

صبح با صدایی که از کوچه می آید بیدار می شوم. صدا چندان واضح نیست. اما حالا هرچه بود از او کمال تشکر را دارم. چون مانع از خوابیدن بیشتر و از دست دادن وقت شد.

دوش گرفتن و آماده شدن صبحگاهی سریع انجام می شود و تا به خودمان می آییم، وسط کوچه هستیم.

از سوپر مارکت بسیار بزرگی که شب گذشته در خیابان اصلی، پیش از رسیدن به کوچه مان دیده بودیم، صبحانه را تهیه می کنیم؛ شیر، آب میوه و دو کیک خانگی.

می خواهیم از اوساکا به شهر دیگر این حوالی یعنی به کوبه برویم. نمی دانم این چه نوع مرضی است که معمولا آدمی قدر چیزهایی که در نزدیکی او هستند نمی داند. چه در مورد انسان هایی که در کنار او هستند و همیشه فکر می کند برای محبت به آنها وقت دارد، چه در مورد اماکن و دیدن آنها. حالا ما هم فکر می کنیم وقت زیادی برای دیدن شهر اوساکا پیش رو خواهیم داشت و بهتر است فعلا به دیدنی های شهر بندری کوبه که چهل دقیقه ای تا اینجا فاصله دارد بشتابیم.

پیش از رفتن به کوبه لازم است دوباره کمی از یوروها را به ین تبدیل کنیم. در مرکز شهر پرسان پرسان از عابران سراغ صرافی را می گیریم. وقتی به دلیل آشنایی کم آنها با زبان انگلیسی چیزی دستگیرمان نمی شود، به یک فروشگاه لباس سرک می کشیم. شاید فروشنده به دلیل شغلش و ارتباط کمابیش با توریست ها بتواند گره ای از مشکل ما بگشاید.

فروشگاه، بزرگ و حسابی خلوت است. دختر جوان ژاپنی که شاید بیست سالی بیشتر ندارد برای کمک به ما در یافتن صرافی شروع به گشتن در اینترنت می کند.

به او می گویم: «ما گشته ایم و این مورد را یافته ایم که هم کمی دور است و هم به گفته ی گوگل ممکن است بسته باشد.» آوایی شبیه به «اوووو» که دیشب چند بار از سوباسا و خانم همسایه شنیده ایم از او نیز می شنویم. فکر کنم این آوای تعجب ژاپنی باشد. اما جز این آوا چیز دیگری نمی گوید. مطمئنم حرف های ما را متوجه می شود و حتما در این حد زبان انگلیسی را می داند اما اینکه چرا کلامی به زبانش نمی آید را متوجه نمی شوم. موهای لخت، کوتاه و مشکی اش، وقتی دارد به ژاپنی جستجو می کند صورتش را می پوشاند.

محصولات مشابه