اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

ماجراهای هنک 7 (اتراق در باد و باران)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

96

شابک

9786000801885

نوبت چاپ

2

تاریخ تجدید چاپ

1400-07-07

سال چاپ

1397

وزن

90

کد محصول

63252

قیمت پشت جلد

120000


مشخصات تکمیلی :

(داستانهای کودکان انگلیسی،قرن 20م،تصویرگر:اسکات گرت،پرفروش ترین مجموعه داستانی نیویورک تایمز)

تاریخ ورود محصول: 1396/12/09

قیمت برای شما: 120000ریال

توضیحات

اثری است از هنری وینکلر و لین اولیور به ترجمۀ فاطمه یگانه و چاپ انتشارات قدیانی. کتاب حاضر با داستانی شیرین و جذاب مناسب برای کودکان دبستانی می باشد. هنک پسربچه ی بامزه ای است که بدون اینکه خودش بخواهد موجب خنداندن بچه های کلاس می شود. معلم هنک از آنها خواسته است که شعری دربارۀ طبیعت بگویند، اما هیچ شعری به ذهن او نمی رسد از این رو به پیشنهاد مادر قرار می شود که به منطقه ای زیبا در شمال بروند تا هنک با الهام گرفتن از طبیعت شعر بگوید.

گزیده ای از کتاب

او درحالی که داشت موهایش را با دست هایش صاف می کرد، گفت: «وای! آن بیرون واقعا باد شدیدی می وزد. و چند قطره باران را هم حس کردم.»
امیلی پرسید: «چادرمان ضدآب است؟»
مادر گفت: «البته که هست، به علاوه، حتی اگر خیس هم بشویم، کمی باران هیچ وقت به کسی آسیب نمی رساند. ما که با باران آب نمی شویم.»
بدون آنکه کسی چیزی بگوید، همگی کیسه خواب هایمان را به هم نزدیک تر کردیم. به صدای باران که به سقف چادر می خورد، گوش دادیم.
ـ تاپ! تاپ!
خیلی بد نبود؛ تا آنکه صدای تاپ تاپ به صدای دانگ دونگ تبدیل شد. نمی دانم آن قطره های باران چه اندازه بزرگ بودند، ولی طوری صدا می کردند که انگار اندازه ی توپ فوتبال بودند. باد هم دیوانه وار می وزید؛ مانند قطاری که از داخل تونل عبور می کرد.
مادر با شادی ای بی نهایت ساختگی گفت: «هی، بچه ها! این اتفاق ها خیلی هیجان انگیزتر از چیزی اند که انتظار داشتیم. هنک! شرط می بندم که این باران همه جور ایده ای برای شعر گفتن به تو می دهد.»
فرنکی گفت: «بله. هم قافیه ی “توفان” چیست؟»
من که داشتم می لرزیدم، گفتم: «بوران. و من به وضوح دارم حسش می کنم.»

محصولات مشابه