اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

ماجراهای تام سایر (ادبیات بزرگان)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

پالتوئی

نوع جلد

زرکوب

تعداد صفحات

396

شابک

9786222671105

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1400

وزن

388

کد محصول

103939

قیمت پشت جلد

925000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های نوجوانان آمریکایی،قرن 19م)

تاریخ ورود محصول: 1400/03/19

قیمت برای شما: 925000ریال

توضیحات

کتاب ماجراهای تام سایر: اثر مارک تواین است با ترجمه ی ابوالحسن تهامی و چاپ انتشارات نگاه.

کتاب پیش رو یکی دیگر از آثار این نویسنده آمریکایی نام آشنا است. اثر حاضر با زبانی شیرین و طنز، روایتگر ماجرای تام است، پسر بچه ای یتیم که در آغاز نوجوانی است. تام پسر بچه ای پر شر و شور با شیطنت های فراوان مختص سنش است. او در حقیقت آمیزه ای است از ویژگی های سه بچه ای که مارک تواین در زندگی واقعی خود با آن ها آشنایی دارد. داستان روایت زندگی تام و هاک است که شاهد قتلی در قبرستان می شوند و قسم می خورند راجع به این موضوع با کسی صحبت نکنند. مارک در این نوشتار هم نوجوان و هم بزرگسال را مخاطب خود قرار داده است و از این اثر به عنوان نیایش-سرود دوران کودکی یاد کرده است.

گزیده ای از کتاب

تام با یک سطل دوغاب آهک و یک قلم موی دسته بلند در پیاده روی کنار دیوار چوبی ظاهر شد. وقتی مساحت دیوار چوبی را اجمالا حساب کرد، همه ی خوشحالی ها تنهایش گذاشت و افسردگی شدیدی روحش را فشرد. دیوار چوبی سی یاردی نه فوت ارتفاع داشت. زندگی به نظرش پوچ آمد، و وجود یک بارسنگینی. آه کشان، قلم مو را به دوغاب زد و کشید به بالاترین تخته ی دیوار؛ عملیات را تکرار کرد، و تکرار؛ باریکه ی ناچیز دوغاب خورده را سنجید با بخش عظیم دوغاب نخورده ای دیوار که چون قاره یی تا دور دست های دور ادامه داشت؛ آن گاه، امید بریده روی یک درخت دان چوبی نشست. جیم، ورجه ورجه کنان و با خواندن آواز «دخترای بوفالو»، با یک سطل حلبی از در خانه بیرون آمد. آوردن آب از تلمبه ی آب روستا همیشه در نظر تام کار نفرت انگیزی بود؛ البته پیش از این، اما حالا به نظرش چندان هم بد نمی آمد. به یاد آورد که کنار تلمبه دوست هم صحبت پیدا می شود. پسر و دخترهای سیاه، سفید و گل باقالی (دورگه) همیشه آن جا در صف هستند، و تا نوبت شان برسد با هم اسباب بازی مبادله می کنند، گپ می زنند، زد و خورد می کنند، سر به سر هم می گذارند . و به یاد آورد که گرچه فاصله ی تلمبه آب تا خانه بیش از صد و پنجاه یارد نیست، جیم هرگز زودتر از یک ساعت با سطل آب برنگشته؛ تازه، معمولا یک نفر هم دنبالش رفته است. تام گفت:

-ببین جیم، اگه تو یخورده دوغاب بزنی من میرم آب میارم.

جیم سرش را تکان داد و گفت:

-نمی تونی، ابراب تام. خالوم بزلگ، خولش به من میگی که من باهاس رفتن و این آب لا آولدن کرد و با هیشکی مسخله باژی نکلدن.

 

محصولات مشابه