اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

لایلا

وضعیت: موجود
امتیاز:
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

336

شابک

9786229833780

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1401

وزن

322

کد محصول

118057

قیمت پشت جلد

2000000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های آمریکایی،قرن 21م)

تاریخ ورود محصول: 1401/09/09

قیمت برای شما: 2000000ریال

توضیحات

کتاب لایلا، اثر کالین هوور است با ترجمه ی مرضیه موسوی و چاپ انتشارات دختر آفتاب.

شخصیت اصلی داستان «لیدز» عاشق و دلباخته ی «لایلا» می شود. با گذشت زمان لایلا از نظر روحی به مشکل برمی خورد و لیدز برای نجات او و بهبود رابطه شان لایلا را به پانسیونی که برای اولین در آنجا با یکدیگر آشنا شدند می برد، اما برخلاف تصورش در آنجا با رفتار بسیار متفاوت لایلا روبرو می شود. کم کم لیدز  با یکی دیگر از مهمانان در همان پانسیون به نام «ویلو» آَشنا می شود. کنجکاوی لیدز برای یافتن پاسخ سوالات ویلو افزایش می یابد، اما این کنجکاوی برای لیدز در تضاد مستقیم با رفاه لایلا قرار دارد. لیدز به زودی در می یابد که نمی تواند به هردوی آنها کمک کند و یک اشتباه کوچک می تواند برای همه ی آنها مضر باشد…

گزیده ای از کتاب

امروز صبح یک تار موی لایلا را خوردم.

این فکر به ذهنم رسید که آیا چیز دیگری می تواند به اندازه ی خوردن موهای دوست دخترت، نقطه ی شروع رفتارهای عجیب تر باشد. این کار می تواند مقدمه ای برای آدم خواری باشد، درست مثل آسیب رساندن به حیوانات در دوران کودکی، که گاهی اوقات پیش درآمدی برای تبدیل شدن به یک قاتل زنجیره ای است.

ولی خوردن موهای او فقط آخرین تلاش، تا حدودی وحشتناک، از طرف من بود، برای اینکه سعی کنم خودم را از تمام گناهان مبرا کنم. در خواب دیدم که قورت دادن تاری از موهای او به نحوی ما را به هم گره می زند و هر نوع هراسی را برای رسیدن روزی که ممکن است به خاطر تمامی این اتفاقات از هم جدا شویم، از بین می برد. برای همین وقتی از خواب بیدار شدم، در حالی که او در خواب بود، یک تار مو از سرش کندم و در دهانم گذاشتم.

هشت ساعت پیش این کار را انجام دادم و الان احساس می کنم این تار مو به نوعی راه خودش را در اطراف قلبم پیدا و جریان خون را قطع کرده است. قلبم در حال ایستادن است.

این شعر خوبی خواهد شد.

در حالی که برای سوار شدن به هواپیما در صف منتظریم، تلفنم را برمی دارم و در یادداشت هایم، در چندین شعر غم انگیز دیگر که از افکار پراکنده ام بیرون کشیده ام، جمله ی «قلبم را که از احساس گناه ایستاده است»، تایپ می کنم.

این روزها اشعارم واقعا چرخش افسرده کننده ای پیدا کرده اند.

لایلا می گوید: «لیدز». و از پشت آرام با آرنج ضربه ای به من می زند. من باعث معطلی بقیه شده ام. گوشی را داخل جیبم می گذارم و به طرف صندلی هایمان می روم.

وسایل کمی برای این سفر برداشته ام. دو شلوار جین، چند شلوارک، چند تی شرت و حلقه ی نامزدی.

حلقه را داخل یک جوراب فرو کردم و جوراب را داخل یک جفت کفش اسپرت گذاشته ام.

محصولات مشابه