اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

قیام سرخ 1 (قیام سرخ)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

وزیری

نوع جلد

زرکوب

تعداد صفحات

330

شابک

9786222192785

وزن

584

کد محصول

106079

قیمت پشت جلد

2750000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های آمریکایی،قرن 21م،مناسب بالای 14 سال،بازبینی:علیرضا نجاتی)

تاریخ ورود محصول: 1400/05/25

قیمت برای شما: 2750000ریال

توضیحات

کتاب قیام سرخ نخستین جلد از مجموعه ی قیام سرخ است که به قلم پیرس براون به نگارش درآمده و با ترجمه مهنام عبادی از سوی انتشارات باژ به چاپ رسیده است.

دارو یک سرخ است، یک انسان در جامعه ای طبقه بندی شده که سرخ ها پست ترین و پایین ترین نژاد آن به حساب می آیند، افرادی که با رویای ساخت آینده ای بهتر برای بشر و ایجاد زمینه بقا برای کسانی که در آینده پای بر سطح خواهند گذاشت تلاش می کنند اما در حقیقت آن ها انسان هایی نادیده گرفته شده اند که مورد خیانت قرار گرفته اند؛ افرادی بی خبر از پهنه های گسترده و گردشگاه هایی که برای طبقه ی بالادست و حکمران مهیا شده است.  دارو در پی عدالت است و با انگیزه ی حاصل از عشقی از دست رفته تصمیم می گیرد تا هر طور شده به موسسه ی افسانه ای نفوذ کند و به این ترتیب در مسیری قرار می گیرد تا به خاطر رویا و آرمانش و در راستای حفظ جانش با بهترین و وحشی ترین افراد طبقه ی حاکم به رقابت بپردازد.

گزیده ای از کتاب

با وجود اینکه تنها هستم اما می دانم به زودی دیگران را پیدا خواهم کرد. آن ها می خواهند در حال حاضر در حس گناه غوطه ور شوم. می خواهند که تنها و سوگوار باشم تا وقتی دیگران را، برندگان را، پیدا می کنم، احساس آسایش کنم. قتل ما را به هم پیوند می دهد و همراهی برندگان را به عنوان راه حلی برای کنار زدن احساس گناهم خواهم دید. همکلاسی هایم را دوست ندارم اما خیال خواهم کرد که دوست شان دارم. از آن ها آسودگی خاطر طلب خواهم کرد تا به من اطمینان دهند شرور نیستم. آن ها هم همین را خواهند خواست. قرار است به این صورت به شکل خانواده ای درآییم؛ خانواده ای با رازهایی بی رحمانه.

حدسم درست است.

تونل مرا به سوی دیگران هدایت می کند. اول از همه، روک شاعر را می بینم. از پشت سرش خون جاری است. خون آرنج راستش را پوشانده. فکر نمی کردم توانایی کشتن داشته باشد. خون چه کسی بر دستان او است؟ چشمانش از شدت گریه سرخ شده است. بعد آنتونیا را پیدا می کنیم. مثل ما برهنه است؛ همانند قایقی طلایی حرکت می کند، ساکت و تنها پیش می رود. هر جا پا می گذارد، ردی سرخ بر جای می گذارد.

از رو به رو شدن با کسیوس وحشت دارم. امیدوارم مرده باشد چرا که از او می ترسم. مرا به یاد دنسر می اندازد، خوش قیافه و خندان است با این حال اژدهایی در وجودش آرمیده. گرچه به این دلیل از او نمی ترسم. از او می ترسم زیرا دلیلی برای نفرت از من دارد؛ برای اینکه بخواهد مرا بکشد، دلیلی دارد. در زندگی ام هیچ کس چنین انگیزه ای نداشته است. هرگز کسی از من متنفر نبوده است. اگر کسیوس حقیقت را بفهمد، از من متنفر خواهد شد. همان لحظه متوجه قضیه می شوم. چطور امکان دارد گروه با چنین اسراری سرپا بماند؟ ممکن نیست. کسیوس خواهد فهمید که شخصی از همین گروه برادرش را کشته است. دیگران هم دوستان شان را از دست داده اند، بنابراین گروه خودش را می بلعد. حکومت عمدا چنین شیوه ای را پیش گرفته؛ می خواهد هرج و مرج به پا شود. دومین آزمون مان همین خواهد بود: جنگ داخلی.

محصولات مشابه