اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

قلمرو خار و رز 3 (بخش اول:دربار بال و ویرانی)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

377

شابک

9786222192266

نوبت چاپ

2

سال چاپ

1399

وزن

362

کد محصول

93866

قیمت پشت جلد

2480000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های آمریکایی،قرن 21م،تصحیح:نازنین نخعی و دیگران،بازبینی:رضا قلندری و دیگران،تص.یرگر:احسان طاهری)

تاریخ ورود محصول: 1399/05/29

قیمت برای شما: 2480000ریال

توضیحات

کتاب قلمرو خار و زر: دربار بال و ویرانی (جلد سوم: بخش اول) اثر سارا جی. ماس است به ترجمه زهرا هدایتی و چاپ انتشارات باژ.

این کتاب داستانی تخیلی و فانتزی را در خود جای داده و به روایت داستان فیرا در ادامه آن چه در جلدهای پیشین بر او گذشته می پردازد.

اکنون فیرا به دربار بهار بازگشته و باید بدون این که حتی مرتکب اشتباهی کوچک شود کاری کند تا نه تنها خودش را بلکه تمام جهان را از نابودی نجات دهد. بوی جنگ بیش از هر زمان دیگری به مشام می رسد و فیرا چاره ای ندارد جز اینکه در میان لردهای عالی رتبه و مرگبار کسی را برگزیند و در مقابل دشمن با او هم پیمان باشد. و در این میان سوالی بزرگ شکل می گیرد: آیا رویارویی میان ارتش ها و خون هایی که در این میان ریخته می شود، دستاوردی ارزشمند به دنبال دارد یا تنها جدالی است بر سر هیچ…

گزیده ای از کتاب

نفس نفس زنان گفتم: «بدو.» اما لوشن کنارم بود و همان طور که آن شعله را داغ تر و داغ تر می سوزاندم، دستی روی بازویم گذاشت تا آرامم کند. نیرویم نمی توانست آن ها را زمان زیادی داخل غار نگه دارد و من نیروی یکی شان را احساس می کردم که اوج می گرفت و می خواست نیروی من را به چالش بکشد.

همان لحظه ای که من متوجه آن نیرو شدم، لوشن نیز متوجه شد.

وقتی نبضی از نیروی آتشین به سنگ هایی برخورد کرد که درست بالای سرمان بودند، عرق روی پیشانی لوشن می جوشید. غبار و آوار بارید.

هر ذره جادویم را در ضربه ی بعدی لوشن ریختم.

در ضربه ی بعدی اش.

وقتی چهره خشمگین اریس از تور شعله ام بیرون آمد و مانند ایزدی که تازه ساخته شده باشد از خشم درخشید، لوشن و من سقف غار را پایین آوردیم.

آتش مانند هزار زبان مار شعله ور از میان شکاف ها بیرون جهید، اما آوار ذره ای نلرزید. لوشن نفس نفس زنان گفت: «عجله کن.» و همان طور که تلوتلوخوران وارد شب می شدیم نفسم را حرام موافقت کردن نکردم.

کوله های مان، سلاح های مان، غذای مان… همه درون غار بودند.

من دو خنجر با خودم داشتم، لوشن یکی. شنلم را پوشیده بودم، اما… لوشن واقعا شنلش را به من داده بود. همان طور که با چنگ و دندان خودمان را از قوس کوه بالا می کشیدیم لوشن می لرزید و جرئت نمی کردیم بایستیم.

 

 

محصولات مشابه