اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

قلمرو خار و رز 2 (بخش دوم:دربار مه و خشم)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

372

شابک

9786222192242

نوبت چاپ

2

تاریخ تجدید چاپ

1400-04-23

سال چاپ

1399

وزن

357

کد محصول

93864

قیمت پشت جلد

1070000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های آمریکایی،قرن 21م،تصحیح:نازنین نخعی و دیگران،بازبینی:رضا قلندری و دیگران،تص.یرگر:احسان طاهری)

تاریخ ورود محصول: 1399/05/29

قیمت برای شما: 1070000ریال

توضیحات

کتاب قلمرو خار و رز2 (بخش دوم: درباره مه و خشم) اثر سارا جی. ماس است به ترجمه زهرا هدایتی و چاپ انتشارات باژ.

این کتاب ماجرایی تخیلی و فانتزی را در خود جای داده و به روایت داستان فیرا در ادامه آن چه در جلدهای پیشین بر او گذشته می پردازد.

فیرا که از چنگال آمارانتا جان سالم به در برده، نمی داند آیا نجات دنیای پریان ارزش کاری را که او انجام داده، داشته یا نه؛ او با این که قلبی انسانی در وجودش می تپد، نیروهای پریان عالی رتبه را به دست آورده و در حالی که می کوشد خود را از دام هایی که هر یک به نوعی او را درگیر خود می سازند رها کند در می یابد باید از موهبت های هولناکش بهره ببرد تا شاید بتواند دشمنی شرور را از میان بردارد. او با قلبی شکسته به آینده ای چشم دوخته که باید آن را برای خودش و دنیای پیرامونش رقم بزند. دنیایی که رو به فروپاشی پیش می رود.

گزیده ای از کتاب

درست بود که بیختن هنوز از من فرار می کرد، اما متوجه شدم آرزو می کنم ای کاش بال داشتم. بال های قدرتمند و عظیم که بتوانم مانند آن ها پرواز کنم؛ تا بتوانم جهان و تمام چیزهای درونش را ببینم.

زیر پای مان، تک تک چراغ های باقیمانده چشمک زدند و خاموش شدند. ماه نبود، موسیقی ای در خیابان ها نمی پیچید. سکوت، انگار در انتظار چیزی.

کاسین میان تاریکی خاموش سمت جایی که سرای باد در انتظار بود اوج گرفت. دسته های افرادی را که روی بالکن ها و پاسیوها جمع شده بودند تنها به خاطر درخشش ضعیف نور ستارگان روی موهای شان و بعد وقتی نزدیک می شدیم از صدای به هم خوردن لیوان ها و پچ پچ آرام شان تشخیص می دادم.

کاسین من را روی پاسیوی اتاق ناهارخوری شلوغ گذاشت و تنها چند نفر از افراد حاضر در جشن به خودشان زحمت دادند به ما نگاه کنند. کاسه های ضعیف پری نور درون سرا سفره های غذا و ردیف های بی پایان بطری های سبز شراب گازدار روی میزها را روشن می کرد. کاسین پیش از این که متوجه شوم که نیست، رفته و برگشته بود و لیوانی از مورد دوم را به دستم فشرد. اثری از ریسند نبود.

شاید کل مهمانی از من دوری می کرد.

کسی از آن سوی پاسیو اسم کاسین را صدا زد و کاسین ضربه ای به شانه ام زد و بعد با گام های بلند رفت. مذکر قد بلندی که چهره اش در سایه بود ساعدهای کاسین را گرفت و دندان های سفیدش در تاریکی برق زدند. ازریل از قبل پیش غریبه ایستاده و بال هایش محکم به هم چسبیده بودند تا مهمان ها به شان نخورند. او، کاسین و مور آن روز ساکت بودند و قابل درک بود. جمعیت را به دنبال…

دوست های دیگرم از نظر گذراندم.

محصولات مشابه