اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

قلمرو خار و رز 2 (بخش اول:دربار مه و خشم)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

379

شابک

9786222192235

نوبت چاپ

2

تاریخ تجدید چاپ

1400-04-27

سال چاپ

1399

وزن

364

کد محصول

93863

قیمت پشت جلد

1090000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های آمریکایی،قرن 21م،تصحیح:نازنین نخعی و دیگران،بازبینی:رضا قلندری و دیگران،تص.یرگر:احسان طاهری)

تاریخ ورود محصول: 1399/05/29

قیمت برای شما: 1090000ریال

توضیحات

کتاب قلمرو خار و رز: درباره مه و خشم (جلد دوم، بخش اول) اثر سارا جی. ماس است به ترجمه زهرا هدایتی و چاپ انتشارات باژ.

این کتاب ماجرایی تخیلی و فانتزی را در خود جای داده و به روایت داستان فیرا در ادامه آن چه در جلدهای پیشین بر او گذشته می پردازد.

فیرا که از چنگال آمارانتا جان سالم به در برده، نمی داند آیا نجات دنیای پریان ارزش کاری را که او انجام داده، داشته یا نه؛ او با این که قلبی انسانی در وجودش می تپد، نیروهای پریان عالی رتبه را به دست آورده و در حالی که می کوشد خود را از دام هایی که هر یک به نوعی او را درگیر خود می سازند رها کند در می یابد باید از موهبت های هولناکش بهره ببرد تا شاید بتواند دشمنی شرور را از میان بردارد. او با قلبی شکسته به آینده ای چشم دوخته که باید آن را برای خودش و دنیای پیرامونش رقم بزند. دنیایی که رو به فروپاشی پیش می رود.

گزیده ای از کتاب

در اولین هفته ی بعد از بازگشتم، اجازه نداشتم از دیدرس خانه خارج شوم.

خطری مبهم در زمین ها شیوع پیدا کرده بود و تملین و لوشن خوانده شدند تا با آن برخورد کنند. از او خواستم به من بگوید خطر چیست، با این حال… لوشن آن حالت چهره را داشت که هر وقت می خواست چیزی را بگوید اما وفاداری اش به تملین مانع می شد، بر چهره اش می نشست. پس دوباره نخواستم.

وقتی رفتند، ایانته برگشت… تا هم صحبتم باشد، از من محافظت کند، نمی دانم. او تنها کسی بود که اجازه ی ورود داشت. گله ی نیمه دائمی لردها و بانوهای دربار بهار، به همراه خدمتکارهای شخصی شان از عمارت مرخص شده بودند. به خاطرش خوشحال بودم، که دیگر به هنگام قدم زدن در راهروهای عمارت، یا در باغ ها به شان بر نمی خوردم و مجبور نبودم تحمل شان کنم که سعی می کردند به خالکوبی خیره نشوند، اما… می دانستم تملین دوست دارد آن ها حضور داشته باشند. می دانستم بعضی های شان واقعا دوستانی قدیمی هستند، می دانستم دوست داشت عمارت پر از صدا و خنده و وراجی باشد. با این حال به نظر رسیده بود که همه طوری با هم حرف می زدند که انگار حریف شمشیر بازی هستند. کلمات زیبایی که توهین های تیز را پنهان می کردند.

محصولات مشابه